تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
مهر مىزند و در نتيجه دشمن حق مىشوند و داعى به سوى حق را ، دشمن مىشمارند ، پس اين آيه در حكم تسليت رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم است تا امر دشمنى و عناد مشركان ، او را به هراس نياندازد و بداند كه اوّلا ) اين امر اختصاص به او ندارد و همهء انبياء دشمنانى در ميان قوم خود داشته‌اند و ثانيا ) از بابت نفوذ آن دشمنان و عدم هدايت مردم هراسناك نباشد و بداند كه پروردگار او را كفايت مىكند و هر كس از مردم را كه لياقت و استحقاق هدايت دارد ، هدايت مىنمايد ، اگر چه اين كافران مخالفت و عناد بورزند . لذا خدا براى هدايت مردم و نصرت دين او كافى است اگر چه بعضى از مجرمين نخواهند و او و دعوتش را متروك و مطرود بگذارند .

[ آيهء ( 40 - 32 ) توضيح دربارهء حكمت نزول تدريجى قرآن و يادآورى نهايت اسف بار اقوام كافر پيشين ( قوم موسى - نوح - عاد - ثمود - اصحاب رس و اقوام بسيار ديگر ) ]

( 32 )
( وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا )
: ( و آنان كه كافر شدند ، گفتند : چرا قرآن يكباره و يك جا بر او نازل نشد ؟ اين چنين نازل شد تا قلب تو را به آن استوارى دهيم و آن را به نظمى دقيق منظّم كرديم ) يعنى مشركين عرب به جهت طعنه و پيشنهاد مىگويند : چرا قرآن يكباره نازل نشده همچنانكه تورات و انجيل يكباره نازل شدند ، و منظورشان اين بوده كه بگويند : اين كتاب آسمانى نيست و از جانب خداى سبحان نيامده ، چون اگر از جانب خدا و كتابى آسمانى بود ، بايد به صورت كامل ، همهء اجزاء آن يكباره نازل مىشد و حالا كه اينطور نيست ، بلكه در هر موقعيّتى به تناسب ، نازل شده و سخنى مناسب با اين موقعيّت مىگويد ، معلوم مىشود اين شخص ( يعنى رسولخدا ) آن را از خودش ساخته و پرداخته و به خدا افتراء مىبندد . و خداوند در جواب ايشان مىفرمايد : ما قرآن را اين چنين - يعنى بتدريج و متّفرق و به تناسب موقعيّت - نازل كرديم تا قلب و نفس تو بر معارف آن تثبيت شود و آن معارف را به صورت عملى بياموزى و آثار عملى آن را مشاهده كنى و معرفتت افزون شود و در عين حال اين نزول متفّرق باعث نمىشود كه اتّصال مطالب و انسجام آن از دست برود ، بلكه ما آن را قسمت قسمت ولى به صورت متعاقب و پشت سر هم نازل كرديم تا روابط