يعنى اين پيشنهادات و اعتراضهاى آنها همه بهانه است و حقيقت امر و علّت انكار نبوّت پيامبر و طعنه و استهزاءشان نسبت به او ، اين است كه ايشان قيامت را قبول ندارند و منكر معاد هستند و براى كسانى كه قائل به حساب و جزا نيستند ، دين و شريعت مفهومى ندارد .
و در ادامه مىفرمايد : ما براى اينها و هر كس ديگر كه منكر معاد باشد آتشى ملتهب و شعلهور را آماده كردهايم و اين كلام در حكم تهديد آنهاست .
( 12 )
( إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَها تَغَيُّظاً وَ زَفِيراً )
: ( زمانيكه آن آتش از دور به چشمشان برسد جوشش و صفير هولانگيز آن را مىشنوند )
( غيظ ) يعنى خشم و غضب شديد و ( تغيّظ ) يعنى اظهار خشم و غيضى كه با جوش و خروش همراه است . و ( زفير ) يعنى آمد و شد نفس كه با فرو رفتن آن دندههاى سينه بالا مىآيد و با بر آمدنش فرو مىنشيند . مىفرمايد : حالت آتش دوزخ چنان است كه اين كفّار وقتى با آن مواجه مىشوند ، آن چنان غليان و جوشش هولانگيزى دارد كه از دور اين صفير به گوش آنها مىرسد .
( 13 )
( وَ إِذا أُلْقُوا مِنْها مَكاناً ضَيِّقاً مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنالِكَ ثُبُوراً )
: ( و زمانيكه دست بسته به تنگناى آن افكنده شوند در آنجا آرزوى هلاكت مىكنند )
يعنى زمانيكه در روز جزا با دستهاى بسته شده با غل و زنجير در جايى تنگ از آتش مىافتند ، آنجا صدايشان به آه و واويلا بلند مىشود و آرزوى مرگ و هلاكت مىكنند .
( 14 )
( لا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُوراً واحِداً وَ ادْعُوا ثُبُوراً كَثِيراً )
: ( يك بار هلاكت نخواهيد بلكه بسيار آرزوى هلاكت كنيد )
مىفرمايد : اين استغاثه و آه و واويلا براى رهايى از شدّت عذاب هيچ فايدهاى ندارد چون روز قيامت روز جزاست و بس - نه روز عمل و حيله به كار بردن - پس چه يك بار آرزوى هلاكت كنيد و چه بارها آن را بگوييد فرقى به حالتان نمىكند و عذاب شما ابدى است و در هر زمان و در هر نوع از عذاب آه و واويلاى شما ادامه خواهد داشت .