( 9 )
( انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا )
: ( بنگر كه چگونه براى تو مثلها زدند و گمراه شدند و نمىتوانند راهى بجويند ) ( امثال ) يعنى ( اشباه ) و شايد هم ( مثل ) به معناى وصف باشد . مىفرمايد : نگاه كن ببين تو را چگونه وصف مىكنند و در مورد تو گمراه شدند به نحوى كه ديگر اميدى به هدايت آنها نيست و با اين گمراهى ديگر نمىتوانند به سوى راه حق برگردند ، چون اينها دربارهء رسولخدا مىگويند :
او طعام مىخورد و در كوچه و بازار راه مىرود و به همين جهت صلاحيّت رسالت ندارد و او را مردى مسحور خواندند و كتاب الهى را اساطير ناميدند و با اين اوصاف ديگر هيچ روزنه اميدى براى هدايت آنها وجود ندارد چون اينها چون نقطهء مقابل راه هدايت را در پيش گرفتهاند ، هر قدر بيشتر بروند ، از راه دور تر مىشوند .
( 10 )
( تَبارَكَ الَّذِي إِنْ شاءَ جَعَلَ لَكَ خَيْراً مِنْ ذلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ يَجْعَلْ لَكَ قُصُوراً )
: ( بزرگ و پر بركت است آنكه ، اگر بخواهد بهتر از اينها را به تو مىدهد ، بهشتهايى كه در آن جويها روان است و براى تو قصرهايى پديد آورد )
( قصر ) يعنى خانهاى محكم و بنايى بلند و كلمه ( ذلك ) اشاره به پيشنهاد گنج و باغى است كه كفّار نمودند .
اين آيه به منزلهء جواب آن كفّار است كه براى طعنه زدن و به عجز آوردن پيامبر و ناراحت نمودن آن حضرت ، به او گفتند : كه اگر تو پيامبر هستى بايد گنج يا باغى داشته باشى و خداوند مىفرمايد بزرگ و پر خير و بركت است آن خدايى كه اگر مىخواست قادر بود كه براى تو برتر از اينها را قرار دهد ، باغهايى كه جويها در زير آن روان باشد و قصرهايى كه از زيبايى و عظمت كسى نتواند آن را وصف كند و البته اينها بهتر از آن چيزهايى است كه اين كفّار از تو توقّع دارند و در اين آيه التفات و اعراض از مخاطبه با كفّار وجود دارد چون آنها قابليت و لياقت مخاطبه را ندارند و خودشان هم به فساد و بطلان پيشنهاداتشان واقف هستند .
( 11 )
( بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَ أَعْتَدْنا لِمَنْ كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيراً )
: ( بلكه اينها رستاخيز را تكذيب مىكنند و ما براى هر كس كه آن را تكذيب كند آتشى افروخته آماده كردهايم )