غوطهور شدند كه ياد و ذكر تو را كه توسط پيامبرانت بسويشان آمد فراموش كردند و شرك ورزيدند و به سبب همين اعمال و فرو رفتن در شهوات و تمايلات نفسانى گروهى هلاك شده و فاسد گشتند .
( 19 )
( فَقَدْ كَذَّبُوكُمْ بِما تَقُولُونَ فَما تَسْتَطِيعُونَ صَرْفاً وَ لا نَصْراً وَ مَنْ يَظْلِمْ مِنْكُمْ نُذِقْهُ عَذاباً كَبِيراً )
: ( به تحقيق خدايانتان شما را در آنچه دربارهء آنها مىگوييد تكذيب مىكنند ديگر قدرت دفع عذاب از خود و يارى خود نداريد و هر كس از شما كه مرتكب ظلم شرك گشته ، به او عذابى بزرگ مىچشانيم )
يعنى با وجود اينكه شما اين معبودها را ولىّ و آلهه خود گرفتيد ، اما آنها همهء اين معانى را تكذيب كردند و الوهيّت و ولايت را از خود نفى نمودند ، و آنچه را شما دربارهء آنها مىگفتيد ، كه اينها قادر بر رفع سؤ از بندگان و يارى كردن ايشان هستند ، همه را تكذيب كردند ، پس شما بتپرستان ديگر چه مىتوانيد بكنيد ، نه مىتوانيد بواسطهء اين عبادت عذاب را از خود برانيد و نه به سبب آن معبودها قادر بر يارى خود هستيد . البته اين در صورتى است كه مطابق قرائت عاصم ( تستطيعون ) خوانده شود ، اما مطابق قرائت ساير قراء آيه به نحو ( يستطيعون ) تلاوت شده و اين معنا با سياق سازگارتر است كه در اين صورت معنا چنين خواهد بود كه اين معبودها شما را تكذيب كردند و به هيچ وجه قادر بر رفع عذاب و يارى شما نيستند .
به هر صورت در آخر مىفرمايد ، حكم الهى چنان است كه هر كس مرتكب ظلم و معصيّت - خصوصا شرك - شود ، او را به عذابى بزرگ مبتلا مىكنيم و اين حكم نفوذ و جريانى دارد كه هيچ چيز نمىتواند مانع آن شود .
( 20 )
( وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعامَ وَ يَمْشُونَ فِي الْأَسْواقِ وَ جَعَلْنا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَ تَصْبِرُونَ وَ كانَ رَبُّكَ بَصِيراً )
: ( و ما پيش از تو پيامبرانى را نفرستاديم جز آنكه ، آنها نيز غذا مىخوردند و در بازارها قدم مىزدند ، ما بعضى از شما را مايهء امتحان بعض ديگر قرار دادهايم ، آيا صبورى مىكنيد ؟ و پروردگار تو بيناست )