تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
نه اينچنين نيست ، يعنى اگر ايشان براى داورى نزد رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نيامدند ، نه به جهت شك بود ، نه به خاطر ترس از جبر و ستم و نه به جهت مرض قلبهايشان ، بلكه علّت اصلى ، همان ظلم و ستمكارى آنهاست ، و ايشان با وجود اقرار زبانى از حدّ ايمان تعدّى و خروج كردند و يا اينكه در حقوقى كه طلب مىكردند به سوى باطل تعدّى و تجاوز نمودند ، پس ستمكارند . ( 51 )
( إِنَّما كانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ )
: ( همانا گفتار مؤمنان زمانيكه به سوى خدا و پيامبرش خوانده شوند تا ميانشان داورى كند ، فقط اين است كه شنيديم و اطاعت كرديم و ايشان خود رستگارانند ) ( 52 )
( وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللَّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ )
: ( و هر كس از خدا و رسول او پيروى نموده و مطيع آنان گردد و از خدا بترسد و از مخالفت فرمانش پروا نمايد ، پس چنين كسانى كامياب و رستگارند ) در مقابله با وضع منافقان و موضعى كه در برابر حكم خدا و رسول اتّخاذ مىكنند در اين آيات به وضع مؤمنان مىپردازد و مىفرمايد : مؤمنان چنانچه مقتضاى طبيعت ايمان آنهاست ، در هر منازعهء مفروض و در هر زمانيكه براى داورى به نزد رسولخدا و احكام الهى فراخوانده شوند ، فقط گفتارشان اين است كه مىگويند : دعوت الهى را شنيديم و اطاعت كرديم ، حال چه ، دعوت كننده را يكى از دو طرف منازعه فرض كنيم و يا دعوت كننده را خدا و رسولش بدانيم ، به هر جهت مؤمنان در چنين هنگامى دعوت الهى و حكم او را رد نمىكنند ، پس اگر كسى ردّ كند معلوم مىشود ، مؤمن نيست ، چون ردّ حكم خدا ، خروج از حدّ ايمان است ، و در آخر مىفرمايد ايشان رستگارانند چون به ولايت خدا و احكام او و اينكه آن احكام تنظيم كننده روابط ميان آنهاست ، اقرار و ايمان دارند ، پس رستگارى منحصر در آنهاست . در آيهء بعدى مىفرمايد هر كس كه از خدا و رسولش اطاعت كند و در باطن خود از خدا خشيّت داشته و در ظاهر نيز از خدا پروا داشته باشد مؤمن حقيقى است و به همين
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 389 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر