تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
احكام او را مىپذيريم و حق بودن حكم او را باور داريم اما در مرحلهء عمل ، گروهى از ايشان از مقتضى و لوازم گفتار خود اعراض كردند و با اعمالشان ، اقوال خود را انكار كردند و اينها در واقع اصلا مؤمن نيستند ، چون مدلول و لازمهء ايمان در رفتار و سلوك آنها تحقّق نمىيابد . ( 48 )
( وَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ )
: ( و هنگاميكه به سوى خدا و پيامبرش فراخوانده مىشوند تا ميانشان داورى كند ، آنگاه گروهى از ايشان اعراض مىكنند . ) ( 49 )
( وَ إِنْ يَكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ )
: ( و اگر حق به جانب ايشان باشد ، اطاعت كنان به سوى او مىآيند ) ( 50 )
( أَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتابُوا أَمْ يَخافُونَ أَنْ يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ رَسُولُهُ بَلْ أُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ )
: ( آيا در دلهايشان مرضى هست و يا شك و ترديد دارند و يا بيم دارند كه خدا و رسولش به آنها ستم كنند ؟ ! بلكه ايشان خود از ستمگرانند ) اين آيات درباره گروهى از منافقان است كه براى رفع منازعه نزد رسولخدا رفته‌اند و منافقان مزبور ، زير بار حكم رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نرفته‌اند و حكم رسولخدا نسبتى با رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم دارد كه نسبت مباشرت و صدور است و نسبتى هم با خداى متعال دارد كه جزء شريعت اوست و خداست كه پيامبر را براى حكم و قضاوت منصوب نموده و حكم رسول ، حكم خداست . در ادامه مىفرمايد وضعيت اين منافقان چنان است كه اگر حق كه همان حكم پيامبر است به نفع آنان باشد ، مطيع و رام مىشوند و بالطبع اگر به ضررشان باشد روى مىگردانند پس آنها پيرو هواى نفس خودشان هستند ، نه پيرو حق . آنگاه مىفرمايد مگر ايشان افرادى ضعيف الايمان هستند يا بعد از ايمان به دين دربارهء آن شك و ترديد دارند ؟ و يا مىترسند كه خدا و رسولش دربارهء آنها جور و ستمى روا بدارند ؟ به احتمال اينكه شريعت الهى بر اساس جور و ستم بنا شده و يا رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم در داورى خود رعايت حق را ننمايد ؟ !
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 388 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر