خردمندى در آن ترديد نمىكند .
و در آخر مىفرمايد خداوند به آنچه مىكنند داناست ، يعنى تسبيح آنها را مىداند ، و مىشنود اگر چه وجود آنها عين تسبيح است اما اين تسبيح به اعتبارى فعل آنها نيز محسوب مىشود ، لذا خدا تسبيح همه موجودات را مىداند و به زودى به ايشان جزاى نيكو مىدهد ، اما در مورد كافران كه با وجود خود تسبيح مىگويند اما با زبانشان انكار مىكنند ، تمام اعمالشان ثبت مىشود و خداوند آنها را جزا مىدهد .
( 42 )
( وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ )
: ( ملك آسمانها و زمين از آن خداست و بازگشت همه بسوى خدا مىباشد )
در آيه قبل تسبيح موجودات را براى احتجاج بر شمول نور الهى بر تمام موجودات آورد و در اينجا مالكيت خدا را دالّ بر هر دو قسم نور دانسته است ، يعنى اينكه او تنها مالك و فرمانرواى آسمانها و زمين است ، نشانهء عموميّت نور اوست و از همينجا نتيجه مىشود كه او هر چه بخواهد مىكند و هر حكم كه بخواهد مىراند و كسى نيست كه از او بازخواست كند ، بلكه همه در برابر او مسئول هستند . پس خداوند مرجع همه امور است ، در همين حيات دنيا ، نه آنكه فقط مراد بازگشت خلائق در معاد باشد .
( 43 )
( أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحاباً ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكاماً فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فِيها مِنْ بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشاءُ يَكادُ سَنا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصارِ )
: ( آيا نمىبينى كه خدا ابرى براند و سپس آنها را پيوستگى مىبخشد ، آنگاه آن را فشرده مىسازد ، مىبينى كه باران از خلال آن بيرون مىآيد و از ابرهاى كوه مانندى كه در آسمان هست تگرگى نازل مىكند و آن را به هر جا كه بخواهد مىرساند و از هر جا كه بخواهد باز مىدارد و نزديك است كه شعاع برق آن چشمها را بزند )
آيه ظاهرا رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم را مخاطب ساخته اما در حقيقت خطاب به هر شنوندهاى مىباشد و معناى آن اينست كه آيا مشاهده نمىكنيد كه خدا بوسيلهء بادها ابرهاى متفرّق و پراكنده را مىراند و آنها را با هم پيوسته و جمع مىنمايد و سپس روى هم متراكم و