اينك برهان و استدلال بر اين مدّعا را ذكر مىكند .
دليل نور بودن او اين است كه همه موجودات آسمانها و زمين ، وجودشان را از ناحيهء خود نياوردهاند و از كس ديگرى هم كه در آسمانها و زمين باشد نگرفتهاند ، چون همه آنها در احتياج و امكان مانند خود او هستند ، لذا وجود آنچه در كائنات است از ناحيهء خدايى است كه خود بىنياز و واجب الوجود است و همه احتياجات به درگاه او منتهى مىشود .
لذا وجود هر چيزى محتاج به اوست چون بواسطهء او ظهور يافته و با وجود و ظهور خود دلالت بر منوّر و مظهر خويش مىنمايد . همان كه او را از ظلمت عدم به نور وجود ، ظهور بخشيده و اين زبان حال و مقال تمام موجودات عالم است كه با نقص و احتياج خود ، خالق خود را تسبيح و تنزيه مىكنند و اين همان تسبيحى است كه خداوند آن را به همه موجودات نسبت مىدهد و لازمه آن نفى استقلال از تمامى ماسوى اللّه و نفى هر مدبّر و ربّى غير از خداست .
خداوند در تسبيح موجودات عقلاى آسمانها و زمين و مرغان بال گشوده را كه همگى داراى روحند ، اختصاصا نام مىبرد ، با آنكه تسبيح خدا اختصاص به آنها ندارد ، امّا از آنجا كه اين موجودات از عجايب خلقت هستند خداوند آنها را به ذكر اختصاص داده و هر كس كه مدعوّى را مىخواند براى متوجّه كردن او نسبت به حاجات خويش است ، حاجاتى كه دعا شونده از آن بىنياز است و خدا منزّه از هر احتياج بوده و ما سوى اللّه همه محتاج به او هستند ، پس دعاى تكوينى موجودات بيشتر از هر چيز دلالت بر تنزيه و تسبيح پروردگارشان مىكند در عين حال عبارت
( كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ )
دلالت بر اين مىكند كه تسبيح موجودات همه از روى شعور است « 1 » . از طرف ديگر به كار بردن ( الم تر ) دلالت بر وضوح و ظهور تسبيح موجودات مىنمايد ظهورى كه هيچ
هامش
( 1 ) . بعضى مفسرّان من جمله صاحب تفسير اطيب البيان ، تكوينى بودن تسبيح موجودات را با ارادى و عالمانه بودن آن در تغاير دانستهاند و لذا تسبيح موجودات را تسبيحى تشريعى ناميدهاند . ( گفتار مترجم )