در هر بامداد و پسين در آن ياد شود . )
( 37 )
( رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصارُ )
: ( مردانى هستند كه تجارت و معامله آنها را از ياد خدا و نماز خواندن و زكات دادن ، غافل نمىكند و از روزى كه در آن ديدهها و دلها زير و رو مىشود ، بيمنا كند . )
( 38 )
( لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا وَ يَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ )
: ( تا خدا آنها را به بهتر از آنچه كه كردهاند پاداش دهد و از كرم خويش بر آنها بيفزايد و خداوند هر كس را بخواهد بىحساب روزى مىدهد ) ( اذن ) يعنى رفع مانع و مراد از ( رفع بيوت ) بالا بودن قدر و منزلت و بزرگداشت آنهاست و علّت اين رفعت قدر هم همان ذكر خدا مىباشد .
در ادامه مىفرمايد آن چراغ در خانههايى است كه خداوند به واسطهء انتساب اين خانهها به او ، به آنها اذن داده تا عظيم و بزرگ باشند و نام خدا در آنها برده شود و در آنها صبحگاهان و هنگام عصر ذكر و تسبيح خدا باشد كه مصداق اتمّ اين بيوت مساجد هستند « 1 » و اهل آن خانهها او را از هر چه شايسته ساحت قدس او نيست منزّه و برتر مىشمارند و همواره بر ذكر و تسبيح الهى مداومت مىنمايند در ادامه مىفرمايد : در آن خانهها مردانى هستند كه تجارت مداوم و خريد و فروش ، آنها را از ياد و ذكر قلبى پروردگارشان و اقامهء نماز و دادن زكات ، باز نمىدارد ، كه نماز اداى حقّ عبوديت پروردگار و زكات اداى حقّ مردم و ذكر عملى خداى سبحان است .
آنگاه به ذكر صفت ديگر اهل آن خانهها مىپردازد و آن اين است كه ايشان از روز قيامت - كه روزيست كه ديدگان و دلها در اثر مشاهده و رؤيت حقيقت و ظهور آن و كنار رفتن حجابها ، دگرگون مىشوند - بيمناك و هراسانند و آنها در آن روز از آنچه آنها را از مشاهده نور حق مانع مىشد ، منصرف مىگردند و بوسيلهء رؤيت نور ايمان به كرامت الهى نظر مىكنند و به نور پروردگارشان بينا مىشوند ، اما كافران آن روز كورند و
هامش
( 1 ) . همچنين مقابر انبياء و اولياء خداوند نيز مصداق اين بيوت هستند .