تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
داناست ) خداى تعالى داراى نوريست عمومى كه با آن آسمان و زمين نورانى شده - كه اين همان رحمت عام الهى است - و بوسيلهء آن نور حقايقى در عالم ظهور نموده كه ظاهر نبوده ، و خداى متعال ظاهر است به ذات خود و مظهر است براى ديگران و تنها چيزى كه در عالم وجود به ذات خود ظاهر و براى غير خود مظهر است ، همان حقيقت نور است . لذا خداى متعال همچون نوريست كه آسمانها و زمين با تابش او بر آنها ظهور يافته‌اند ، همچنان كه نور حسى نيز همين‌طور است ، منتها تفاوت در اينجاست كه ظهور اشياء به نور الهى ، عين وجود يافتن آنهاست ، اما ظهور اجسام كدر به وسيلهء نور حسّى ، غير از اصل وجود آنهاست . در اين ميان خداوند نور خاصّى نيز دارد - كه همان رحمت خاصّ الهى مىباشد - كه تنها مؤمنان با آن روشن مىشوند و به وسيلهء آن به سوى اعمال صالح راه مىيابند و آن ، نور معرفت و حقيقت ايمان است . خداى تعالى اين نور را به چراغى مثل زده كه در چراغدانى قرار دارد و چراغ در شيشه‌ايست كه با روغن زيتون در غايت شفافيّت مىسوزد و چون شيشهء چراغ نيز صاف و شفاف است ، آن چراغ مانند ستارهء درخشانى تلالؤ دارد و صفاى شيشه و چراغ ، نورى فوق نور است كه اين چراغ در خانه‌هاى اهل عبادت آويخته است ، خانه‌هايى كه در آن مردانى مؤمن ، خداى را تسبيح مىكنند ، مردانى كه تجارت و خريد و فروش آنها را از ياد خدا غافل نمىكند . به هر جهت ( مشكاة ) يعنى طاقچه و جاى چراغ . ( كوكب درّى ) يعنى ستارهء پر نور ( ايقاد ) به معناى روشن كردن چراغ يا آتش است و ( زيت ) يعنى روغن زيتون و ( زجاجه ) يعنى شيشه . ( نور ) نيز عبارتست از آنچه ظاهر است بذات خود و مظهر است براى غير خود كه اين معنا در مورد نور حسى و ساير مقولاتى كه چنين خاصيتى داشته باشند صدق مىكند ، مثلا عقل نيز نوريست كه معقولات را ظاهر مىكند و از آنجا كه وجود و هستى هر