كرديم ، در اين صورت ستمكار بوده و مستحقّ عذاب هستيم .
( 108 )
( قالَ اخْسَؤُا فِيها وَ لا تُكَلِّمُونِ )
: ( گفته شود ، دور شويد و به دوزخ رويد و با من سخن مگوئيد )
( اخساء ) كلامى است كه هنگام راندن سگ مىگويند به عبارت فارسى يعنى چخ كردن ، پس اين كلام حاوى زجر و راندن اهل جهنم و قطع كلام ايشان است .
لذا در آن روز گنهكاران نمىتوانند دربارهء گناهانشان عذر و بهانه آورند .
( 109 )
( إِنَّهُ كانَ فَرِيقٌ مِنْ عِبادِي يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ )
: ( همانا گروهى از بندگان صالح من روى به درگاه من آورده و مىگويند ، بارالها ما ايمان آورديم ، پس تو از گناهان ما درگذر و به ما رحم كن كه همانا تو بهترين مهربانان هستى )
مراد از اين گروه ، مؤمنان در دنيا هستند كه ايمانشان ، توبه و بازگشت به سوى خداست و درخواست شمول رحمت در واقع خواستن توفيق سعادت است تا در نتيجه عملى كنند كه داخل بهشت شوند و به همين جهت با نام ( خير الرّاحمين ) متوسّل به خدا شدهاند تا خداوند با رحمت خاص كه نسبت به مؤمنان دارد آنها را مشمول عنايت قرار داده و ايشان را وارد بهشت كند .
( 110 )
( فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي وَ كُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَكُونَ )
: ( پس شما آنها را مسخره مىكرديد تا آنجا كه ياد مرا فراموش كرده و آن خدا پرستان را به خنده استهزاء مىكرديد )
ضميرهاى خطاب متوجّه كفار و ضميرهاى غيبت متوجّه مؤمنان است . مىفرمايد شما در دنيا در اثر اشتغال به تمسخر مؤمنان و خنديدن به آنها ذكر مرا فراموش كرديد پس اشتغال آنها به تمسخر اهل ايمان موجب فراموش كردن ذكر خداوند گشته است .
( 111 )
( إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِما صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ )
: ( من نيز امروز جزاى صبر و خويشتندارى آنها را خواهم داد و آنها امروز سعادتمند و رستگار مىباشند )
خداوند در روز جزا مىفرمايد : امروز من به مؤمنان بواسطه صبرى كه در ذكر من