خود اوست و در عين حال وجود همهء موجودات از ناحيه اوست ( موجود بذاته و موجد لغيره )
لذا همه موجودات بسوى او باز مىگردند و به بقاء او باقى هستند و گرنه عبث و باطل بودند و گفتيم كه عبث و باطل در صنع او راه ندارد .
( 117 )
( وَ مَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا بُرْهانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّما حِسابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكافِرُونَ )
: ( و هر كس در كنار خداى واحد خدا ديگرى را بخواند هيچ برهانى براى او در اين عمل نخواهد بود و حساب كار او نزد خداست و البته كافران رستگار نمىشوند )
يعنى مشركان و ساير افرادى كه با وجود خداى يگانه ، معبود ديگرى را مىخوانند و براى او شريك اثبات مىكنند يا فقط همان معبود فرضى را مىپرستند ، هيچ برهانى بر معبوديّت او ندارند ، بلكه برعكس برهان بر نفى آن معبود قائم است و آنگاه در مقام تهديد مىفرمايد : حساب آنها نزد پروردگار حقيقى آنهاست و هيچ كس ديگرى در حساب ايشان مداخله ندارد و هر كيفرى كه حساب آنها ، اقتضاء نمايد ، خداوند همان را جارى مىسازد ، و آن كيفر آتش دوزخ است كه بطور قطع به آن خواهند رسيد ، يعنى هيچ شفيع يا منجى براى آنها نخواهد بود و اميد نجاتى هم ندارند و آتش جايگاه حتمى آنهاست به همين دليل هم در آخر مىفرمايد كافران رستگار نمىشوند .
( 118 )
( وَ قُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ )
: ( و اى پيامبر بگو :
پروردگارا مرا بيامرز و مورد رحمت خود قرار ده كه تو بهترين رحم كنندگانى )
در اين آيه و در آخر سوره به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم امر مىكند كه شعار و گفتارى را كه مؤمنان در دنيا هميشه بر زبان دارند و خداى تعالى آن را در آيهء ( 109 ) همين سوره ذكر كرده ، بيان نمايد يعنى پيامبر نيز چون ساير مؤمنان از خداوند طلب مغفرت و رحمت نمايد ، رحمتى خاص كه تنها شامل مؤمنان مىشود و سعادت آنها متوقّف بر آن است ، و مؤمنان در نتيجهء اين عنايت و رحمت توفيق انجام اعمال صالح را مىيابند و به همين دليل وارد بهشت مىشوند .
در اين آيه خداوند از خطاب با مشركان اعراض نموده و با التفات و عنايت ، خطاب