تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
( 115 )
( أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ )
: ( آيا پنداشتيد كه شما را بيهوده آفريده‌ايم و اينكه شما به سوى ما باز نمىگرديد ؟ ) در ادامه آيات قبلى كه اوضاع برزخ و حسرت انسانها را هنگام مشاهدهء اهوال « 1 » قيامت شرح داد اينك مىفرمايد : آيا باز هم خيال مىكنيد كه ما شما را بيهوده آفريده‌ايم كه زنده شويد و بميريد و بس ، نه هدفى از خلقت شما داشته‌ايم و نه اثرى از شما باقى مىماند و ديگر شما به سوى ما برنمىگرديد ؟ ( 116 )
( فَتَعالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ )
: ( پس برتر است خداى به حق ( منزّه است از اينكه كار عبث كند ) كه هيچ خدايى به جز همان پروردگار عرش كريم نيست ) يعنى عبث بودن آفرينش و بيهوده بودن آن ، عملى است كه از ساحت پروردگار بدور است و او برتر و منزّه است از اينكه عمل عبث و بدون غايت انجام دهد ، در اين آيه خداوند خود را به چهار وصف ستوده : اوّل اينكه ) فرمانرواى حقيقى عالم است ، در نتيجه هرگونه بخواهد حكم مىكند و آغاز و انجام و رزق خلائق بدست اوست و هيچ كس نمىتواند حكم او را مانع و رادع شود ، دوم اينكه ) او حق است و باطل در او راه ندارد و جز به حق فعلى انجام نمىدهد ، يعنى از مصدر حق ، از آنجا كه حق است به جز حق صادر نمىشود و محال است كه عمل باطل و عبث مرتكب گردد و يا حكمش باطل باشد . سوم اينكه ) معبودى به غير او نيست ، لذا محال است تصوّر شود كه خداى ديگرى باشد كه حكم او را باطل سازد . چهارم اينكه ) او مدبّر عرش كريم است ، چون معبودى جز او نيست پس ربوبيّت و تدبير عرش كريم خاصّ اوست . و احكام عالم تنها از مصدر او نشأت مىگيرد و اوست كه همه احكام و اوامر جارى در عالم از ناحيه او صادر مىشود و زمام همه امور بدست اوست و دليل اين چهار صفت اين است كه او ( اللّه ) است ، يعنى ذاتى كه وجودش از ناحيهء
هامش
( 1 ) . اهوال : يعنى مناظر وحشت‌آور ( مترجم )