و ملكوت هر چيزى ، وجود اوست به واسطهء ايجاد خداى سبحان .
پس اينكه ملكوت هر چيز بدست خداست ، كنايه استعارى از اين است كه ايجاد هر موجودى ، مختصّ به خداى تعالى است و ملك خدا محيط بر هر چيز بوده و نفوذ امر و حكم او بر هر چيز ثابت است . در ادامه براى دفع توهّم كه مبادا كسى فكر كند عموميّت ملك و نفوذ امر الهى ، با اخلال بعضى از اسباب و علل ، در امر او ، منافات ندارد و امرى ممكن است ، مىفرمايد
( وَ هُوَ يُجِيرُ وَ لا يُجارُ عَلَيْهِ )
يعنى او بدى و سوء را از هر يك از موجودات كه مورد سوء قصد واقع شده باشد منع مىكند ، امّا كسى و چيزى نيست كه حافظ و مانع از امر و ارادهء سوء او نسبت به كسى باشد .
يعنى اى پيامبر به اين منكران معاد و بعث بگو : اگر داناييد ، بگوييد ، كيست آن كسى كه ايجاد تمامى موجودات مختصّ به اوست و آثار و خواص هر موجودى را ، فقط ، او به آن موجود داده و او از هر كس كه به وى پناهنده شود حمايت مىكند و كسى نيست كه ديگرى را از خشم و عذاب او حفظ و حمايت كند ؟
و آنها چارهاى ندارند ، جز اينكه بگويند ملكوت آسمانها و زمين از آن خداست و وقتى اين جواب را دادند ، آنها را ملامت و توبيخ نما و به آنها بگو ، پس تا كى حق در نظر شما باطل جلوه مىكند ؟
وقتى ملك مطلق براى خداى تعالى است ، او مىتواند نشأت آخرت را ايجاد نموده و مردگان را براى حساب و كتاب دوباره زنده كند و انجام اين امور براى او امرى سهل و يسير است كه تنها با ارادهء او و كلمه ( كن ) محقّق مىشود .
( 90 )
( بَلْ أَتَيْناهُمْ بِالْحَقِّ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ )
: ( بلكه حق را برايشان فرستاديم ، و ايشان باز دروغ مىگويند )
مىفرمايد : وقتى حجّتهاى مذكور كه دلالت تامّى بر مسأله بعث دارند براى ايشان مطرح شد و خود آنها هم به صحّت اين حجج معترف هستند پس آنچه رسولان ما وعده مىدهند باطل نبوده ، بلكه ما به زبان رسولان خود حق را براى آنها آورديم ، اما اينها با تكذيب گفتههاى رسولان و نفى معاد ، دروغ مىگويند .