اختلاف شب و روز آمدن يك شب بعد از يك روز باشد ، اما اگر مراد از آن كوتاهى شب و بلندى روز يا بالعكس باشد در اين صورت ، اين جمله ، اشاره به فصول چهارگانه سال خواهد بود كه نتيجه آن كوتاهى و بلندى شبها و روزهاست و با پديد آمدن فصلها امر روزى دادن حيوانات و تدبير معاش آنها صورت مىگيرد .
لذا اين سه آيه يك دورهء كامل از تدبير امور انسانها ، از هنگام تولّد تا زمانى كه به سوى پروردگارشان باز مىگردند ، را بيان مىكند و ثابت مىكند كه خداى تعالى مالك و مدبّر امر انسان است ، چون اين تدبير ، امرى تكوينى است كه جداى از خلقت و ايجاد نيست و عبارت است از تأثير و تأثّرى كه به خاطر روابط مختلفى كه در ميان آنها ايجاد شده ، جريان دارد . و شايسته است كه انسان در اين مورد تدبّر و تفكّر نموده و به آن ايمان آورد . لذا جمله ( افلا تعقلون ) درصدد توبيخ كفار و تحريك آنها بر تفكر و ايمان است .
( 81 )
( بَلْ قالُوا مِثْلَ ما قالَ الْأَوَّلُونَ )
: ( بلكه ايشان همان سخن كافران پيشين را گفتند )
در ادامه كلام سابق كه فرمود آيا نمىخواهيد تعقّل كنيد ؟ مىفرمايد : نفهميدند ، بلكه به جاى تعقّل ، همان حرفى را گفتند كه كفّار سابق مىگفتند ، لذا تقليد كوركورانه از پدرانشان آنها را از پيروى حق بازمىدارد و ايشان را دچار وضعى مىكند كه ديگر ، دين اثرى بر آنها ندارد و آن عبارت از انكار معاد و اعتماد به مادّيات و غوطهورى در آنهاست كه اين امر سنّتى جارى در ميان ايشان بوده و هست .
( 82 )
( قالُوا أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ )
: ( گفتند : آيا ما وقتى مرديم و خاك و استخوان شديم آيا برانگيخته مىشويم ؟ )
( 83 )
( لَقَدْ وُعِدْنا نَحْنُ وَ آباؤُنا هذا مِنْ قَبْلُ إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ )
: ( به تحقيق ما و پدران ما قبلا به اين سخن وعده داده شديم ، اين جز افسانههاى پيشينيان نيست )
و اين سخن كفّار چيزى نبود جز استبعاد معاد ، يعنى بعيد شمردن يا محال دانستن آن