مىانديشند آگاهتريم ، چون ما آفريدگار و مدبّر آنها هستيم ، به همين دليل از خود آنها نسبت به مسموعاتشان و افكارشان آن هنگام كه به صورت آهسته و نجوى با هم صحبت مىكنند ، داناتريم و مىدانيم كه اين ستمكاران و متعدّيان به حقيقت پس از گوش دادن و تشريك مساعى بيخ گوشى در حالى كه از ترس صداى خود را بلند نمىكردند در نهايت نظرشان اين است كه مىگويند : شما مسلمانان از يك مرد جادو شده پيروى مىكنيد و همين سخن آنها دليل بر اين است كه اينها حقيقت قرآن را نفهميدهاند و پيام آن را درك نمىكنند .
( 48 )
( انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا )
: ( بنگر كه چگونه براى تو مثلهايى مىزنند ، پس گمراه شدهاند و ديگر قادر نيستند هيچ راهى بيابند ) ، خطاب به رسولخدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم مىفرمايد : در كار اينها نظاره كن كه براى تو مثلها مىزنند و صفات خود را با خداوند مقايسه مىكنند ، اينها به مرحلهاى رسيدهاند كه ديگر اميدى به ايمان آوردنشان نيست و گمراهى آنها حتمى شده و هرگز راهى به سوى هدايت نخواهند يافت ، همچنانكه در جاى ديگر فرمود :
( سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ) *
« 1 » ، ( براى آنها فرقى نمىكند چه آنان را انذار نمايى و چه ننمايى آنها ايمان نمىآورند ) .
( 49 )
( وَ قالُوا أَ إِذا كُنَّا عِظاماً وَ رُفاتاً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِيداً )
: ( و گفتند : آيا بعد از آنكه استخوان شديم و پوسيديم دوباره به خلقتى جديد از نو برانگيخته مىشويم ؟ ) ، اين مشركان قدرت خود را با قدرت خداوند قياس نموده و لذا زنده شدن دوبارهء موجودات را امرى محال مىپنداشتند و حقيقت معاد را انكار مىكردند و دليل انكارشان هم اضافه بر مطلب فوق اين بود كه اينها مرگ را نابودى و عدم مىدانستند و از آنجا كه اعاده و بازگرداندن معدوم امرى محال است آنها زندگى پس از مرگ را هم محال مىشمردند و مىگفتند : آيا بعد از مرگ و فساد بدنهايمان كه هيچ اثرى از آن
هامش
( 1 ) . سورهء بقره آيهء 6 ؛ سورهء يس آيهء 10 .