مرگ از همين استخوانهاى پوسيده مجددا بدن انسانى شما را ايجاد كند ، در اينجا آيه شريفه به صفت فاطر بودن خداوند اشاره مىكند تا استبعاد منكرين را بكلّى زايل نمايد .
ولى آنها بعد از شنيدن اين حجّت آشكار با غرور و خودخواهى سرهايشان را تكان مىدهند و مىگويند : اين امر چه وقت به وقوع مىپيوندد ؟ ! ولى تو اى پيامبر در جواب آنها بگو : شايد نزديك باشد ، چون هيچ راهى براى علم يافتن به آن وجود ندارد و اين امر از امور غيبيست كه جز خدا كسى به آن احاطه ندارد ، امّا صفات آن چنين و چنان است و آنگاه آن صفات را در آيهء بعدى توضيح مىدهد .
( 52 )
( يَوْمَ يَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ وَ تَظُنُّونَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا )
: ( روزى كه شما را مىخواند و شما با ستايش خدا آن دعوت را اجابت مىكنيد و مىپنداريد كه جز اندكى درنگ نداشتهايد ) ، ( يوم ) مفعول فعل مقدّر ( تبعثون ) است و مراد از ( دعوت ) در اين آيه همان نفخهء صور و نداى غيبى است كه همه را زنده مىكند و ( استجابت ) مردم هم همان برخاستن از گور و زنده شدن است و اگر آن را در حالت حمد ذكر فرمود براى آنست كه زنده شدن مردگان ، فعلى جميل و نيكوست كه از جانب خداوند صادر شده و لذا مردم او را به اين سبب حمد و ستايش مىگويند ، چون آن روز ، روزيست كه حقايق آشكارا ، در نظر همه ظاهر مىشود و در مىيابند كه مسأله زنده شدن مردگان و امر قيامت امرى حتمى و مطابق حكمت بوده است و جمله آخر اشاره به آنست كه انسانها در آن روز گمان مىكنند فاصله بين مرگ و برانگيخته شدنشان مدّت اندكى بوده و روز قيامت را نسبت به روز مرگشان بسيار نزديك مىبينند و خداوند هم اين پندار را تأييد مىكند « 1 » ، پس معناى آيه چنانچه خدا بهتر مىداند اين است كه در آن روزى كه شما برانگيخته مىشويد به دعوت الهى شما را فرا مىخوانند و شما كه در دنيا قيامت را استهزاء و انكار مىكرديد امروز كه وقوع آن براى شما محقّق شده نداى الهى را لبيك گفته و از گورها برمىخيزيد در حالى كه خداوند را از بابت وقوع اين امر ستايش مىكنيد
هامش
( 1 ) . سورهء مؤمنون ، آيه 114 ،( قالَ إِنْ لَبِثْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا )، ( گويد جز مدت اندكى درنگ نكرديد ) .