تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
( 44 )
( تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً )
: ( همهء آسمانهاى هفتگانه و زمين و همه موجوداتى كه بين آنهاست او را تسبيح مىنمايند و هيچ چيز نيست جز آنكه با حمد و ستايش خود خداوند را منزّه مىشمارد ، ولى شما تسبيح آنها را تعقّل نمىكنيد « 1 » ، كه او همواره بردبار و آمرزنده است ) ، اين آيه و آيه قبلى جزئى از قياس استثنايى است كه در آيه 42 به كار رفته بود به اين بيان كه مىفرمايد : اگر چنانچه همراه خداوند خدايان ديگرى بودند هر آينه ملك و سلطنت خدا از ناحيهء آنها مورد نزاع و هجوم واقع مىشد ، امّا ملك آسمانها و زمين و هر چه در آنهاست خداوند را از داشتن شريك و بودن الهه ديگرى به همراه او ، منزّه مىدارند و شهادت مىدهند كه خداوند لا شريك است و همه چيز از او آشكار شده و به بسوى او باز مىگردد و همه آنها قوامشان به وجود اوست و همه در سجود و تسبيح اويند ، پس معلوم مىشود كسى جز خداى يكتا صلاحيّت الوهيّت ندارد و ربّ ديگرى جز او نيست و همهء مخلوقات به زبان وجود خود خداوند را تسبيح مىنمايند ، زيرا وجود آنها عين فقر و حاجت است ، چون هر ممكنى در ذات خود چيزى جز عدم و فقر ندارد ، لذا همه موجودات در ذات و صفات و احوال خود محتاج به خداوند هستند و نظام جارى عالم كه همه كثرتها و پراكندگيها را به شكلى واحد اداره مىكند قائم به خداى متعال است و از اين حقيقت پرده برمىدارد كه پديد آورنده اين نظام عجيب خالق واحد و يكتاست . پس تمام موجودات عالم با حاجت و نقص خود ، خالق خويش را از نقص و عدم و احتياج مبرّا نموده و تنزيه مىكنند ، حتّى مشركان كه براى خدا شركائى فرض مىكنند و محدوده تدبير الهى را منحصر مىكنند با همين عمل خود مقدّس و منزّه بودن خداوند را اثبات مىنمايند و انسانى كه منكر آفريدگار خود باشد مانند كسى است كه با صداى بلند فرياد بزند كه حتى يك نفر هم در عالم نيست كه سخن بگويد ! و غافل است از اينكه همين فرياد او بهترين دليل بر خلاف مدّعاى اوست .
هامش
( 1 ) . بقول مولانا :ما سميعيم و بصيريم و هشيم * با شما نامحرمان ما خامشيم .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 31 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر