( 61 )
( أُولئِكَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ )
: ( ايشان در خيرات شتاب نموده و بسوى آن سبقت مىگيرند )
خداى تعالى در اين چند آيه بيان مىكند كه كفّار به خطا رفتهاند كه پنداشتهاند كثرت مال و اولاد خيراتى است كه ما زودتر به آنها مىرسانيم ، مال و اولاد خيرات نيست بلكه استدراج و امهال است ، خيراتى كه در آن سرعت مىشود ، آن است كه مؤمنان به خدا و رسول و روز جزا ايمان دارند و اعمال صالح بجا مىآورند .
آنگاه خداى متعال ، صفات اين مؤمنان را شرح مىدهد كه اولا : آنها خداى سبحان را به عنوان پروردگار خود اتّخاذ كردهاند و او را مدبّر امر خود مىدانند كه لازمهء آن اين است كه نجات و هلاك آنها دائر مدار رضا و يا سخط او باشد ، در نتيجه مؤمنان هم از پروردگارشان خشيّت دارند و بواسطهء عظمتش قلبشان متأثر مىگردد و هم او را دوست دارند چون نجات و سعادتشان به دست اوست .
ثانيا : آنها به هر چيزى كه ايشان را به سوى پروردگارشان هدايت كند ايمان مىآورند كه از جمله اين دلايل و آيات ، رسولان الهى هستند و نيز كتاب و شريعت آنها كه مردم را بسوى پروردگار هدايت مىنمايد پس اين مؤمنان به خدا و پيامبران و كتب الهى ايمان دارند .
ثالثا : ايشان در اثر ايمان به آيات خدا ، شركاء را از ساحت او نفى مىكنند و كسى جز او را نمىپرستند ، چون ايمان به آيات او ، ايمان به شريعت اوست و ايمان به ادّلهايست كه توحيد ذاتى و توحيد ربوبيّت و الوهيّت را اثبات مىكند . و چنانچه در كلام لطيف مولى امير المؤمنين على عليه السّلام آمده است : لو كان لربّك شريكا لاتتك رسله « 1 » اگر براى پروردگارت شريكى مىبود ، هر آينه پيامبران او به نزدت مىآمدند )
و در مرحلهء چهارم ، آنها كسانى هستند كه از آنچه خدا روزيشان كرده در راه او انفاق مىكنند و اعمال صالحه را در حالى انجام مىدهند كه دلهايشان هراسان از اين است كه به زودى به سوى پروردگارشان بازگشت مىنمايند ، يعنى انگيزهء آنها براى انفاق
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه فيض الاسلام ، ص 918 .