مخالفت امر الهى و تحريك ايشان براى ملازمت تقوى است .
( 52 )
( وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ )
: ( و همانا اين مردم همه داراى يك دين ، و امّت شما هستند ، امّتى واحده و من پروردگار شمايم ، پس از من پروا كنيد )
( 53 )
( فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُراً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ )
: ( آنگاه ايشان اين دين واحد را در ميان خود بخش بخش كردند و در آن فرقه فرقه شدند و هر گروهى به آنچه خود داشت و پسنديده بود دلخوش گشتند )
( امّت ) يعنى جماعتى از مردم كه مقصد واحدى دارند ، مثلا امّت مسلمان را مقصد واحد اسلام ، مجتمع كرده است و اگر مقاصد و اهداف متفاوت داشته باشند غير مسلمان خواهند بود ، به هر حال مردم را به پيروى از يك مقصد واحد فرمان مىدهد و مىفرمايد : دين در نزد خدا واحد است و من پروردگار شما هستم پس ( اللّه ) ربّ امّت مسلمان و تشريع كننده و حاكم در آن امّت است لذا عبادت و اطاعت او در اوامرش به احكام شرعى و اجتناب از منهيّاتش ، امرى واجب است و چون خداى واحد همه انبياء را يكى پس از ديگرى فرستاده ، پس همه مردم امّت واحده هستند و دين خدا يكى است ، امّا مردم خودشان در امر دين اختلاف كردهاند و به امر خداى واحد گردن ننهادند ، بلكه دين را بخش بخش كردند و به صورت كتابهايى درآورند و هر گروه براى خود كتابى را اختصاص دادند و هر جماعتى به آنچه نزد خود داشتند ، دلخوش گشتند و حزب جماعتى است كه به واسطه رأى خاص از سايرين ممتاز شده باشند .
به نظر علامه ، قرائت ابن عامر در كلمه ( زبرا ) كه به صورت ( زبرا ) قرائت شده ارجح است چون ( زبرة ) به معناى فرقه مىباشد و اين معنا با سياق سازگارتر است .
( 54 )
( فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حِينٍ )
: ( پس آنها را تا مدتى معيّن در جهل و غفلت فراگيرشان رها كن )
( غمره ) يعنى آب زياد و فراگير ، اين چنين آبى براى جهالتى كه صاحبش را فرا گرفته باشد ، مثل شده است .