تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
مكذّبان است چون افاده مىكند كه قهر الهى آنها را آنچنان نابود مىكند كه نه عينى از آنها باقى مىگذارد ، نه اثرى ، نه نامى و نه نشانى ، تنها داستانى باقى مىماند كه مايهء عبرت ديگران باشد . ( 45 )
( ثُمَّ أَرْسَلْنا مُوسى وَ أَخاهُ هارُونَ بِآياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبِينٍ )
: ( آنگاه موسى و برادرش هارون را با نشانه‌هاى خود و برهانى آشكار فرستاديم ) ( 46 )
( إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً عالِينَ )
: ( بسوى فرعون و اشراف قومش ، پس استكبار ورزيدند و ايشان گروهى متكبّر بودند ) خداوند هارون را به منظور اينكه پشت موسى را محكم نمايد و در امر دعوت مدد كار او باشد به همراه موسى گسيل داشت و به موسى آيات آشكارى همچون عصا و يد بيضاء و ساير معجزات عطا كرد و او را با حجّتهاى واضح تأييد نمود و آن دو را به سوى فرعون و اشراف و بزرگان قوم او روانه كرد ، اينكه نام قوم برده نشده به جهت آنست كه اشراف و بزرگان متبوع بوده‌اند و ساير مردم همه ، متابعت و پيروى ايشان را مىكردند ، آنگاه مىفرمايد فرعون و اشراف قومش در مقابل دعوت حقّه استكبار ورزيدند و ايمان نياوردند چون آنها گروهى برترى طلب بودند كه مردم را فرمانبر خود كرده و بنى اسرائيل را برده و عبد خود قرار داده بودند ، لذا علّو ، كنايه از طغيان بر اهل زمين و به اطاعت واداشتن ايشان است . ( 47 )
( فَقالُوا أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنا وَ قَوْمُهُما لَنا عابِدُونَ )
: ( و گفتند : آيا ما به دو بشر مانند خود ايمان آوريم و حال آنكه طائفه اين دو نفر همگى بردهء ما هستند ؟ ) اشاره به همان صفت بشر بودن رسولان است ، يعنى اين اشراف گفتند ما چگونه به موسى و هارون كه دو فرد بشر هستند و هيچ فضيلتى بر ما ندارند ، ايمان بياوريم و حال اينكه دودمان اينها بردگان ما هستند ؟ در حقيقت منظورشان اين بود كه بگويند موسى و هارون نيز بايد مانند ساير قومشان ما را عبادت كنند ، همچنانكه فرعون به موسى عليه السّلام گفت :
( قالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ
« 1 » اگر تو معبودى غير از من
هامش
( 1 ) . سورهء شعراء ، آيهء 29 .