همچون خاشاك پوسيده و برگ و چوب كه همراه سيل مىآيد ، نموديم و در مقام لعنت و نفرين بر آنها مىفرمايد دور باشند اين ستمكاران از رحمت حق . قرآن نامى از اين قوم بعد از نوح و پيامبرشان ، نبرده است اما بعيد نيست كه مراد ، ثمود قوم صالح باشند . چون آنها پس از حضرت نوح بودهاند و بوسيلهء صيحه آسمانى نابود شدند .
( 43 - 42 )
( ثُمَّ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قُرُوناً آخَرِينَ ، ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَ ما يَسْتَأْخِرُونَ )
: ( پس آنگاه اقوامى ديگر بعد از ايشان پديد آورديم ، اجل هيچ قومى مقدّم و مؤخّر نخواهد شد )
يعنى بعد از اين اقوامى كه نابود شدند ، مجددا اقوامى ديگرى را آفريديم اما سنّت الهى همچنان برقرار بود و زمانى كه اجل آن اقوام بسر مىرسيد ، لحظهاى تقدّم و تأخّر نمىيافت .
( 44 )
( ثُمَّ أَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا كُلَّ ما جاءَ أُمَّةً رَسُولُها كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنا بَعْضَهُمْ بَعْضاً وَ جَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ فَبُعْداً لِقَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ )
: ( آنگاه پيغمبرانى پىدرپى ، بر خلق گسيل نموديم و هر قومى كه رسولى بر آنها بيامد ، تكذيبش كردند ، ما نيز آنها را يكى پس از ديگرى به سرنوشت قبلىها دچار نموده ، سرگذشت و حكايتى براى ديگران كرديم لذا قوم بىايمان از رحمت خدا دور باشند )
( تترى ) يعنى پشت سر هم و پىدرپى ، اين آيه اجماليست كه از داستانهاى انبياء و امتهاى ايشان انتزاع شده ، خداوند مىفرمايد : پس از آن قومى كه با صيحه هلاك شدند ما طبق سنّت خود امّتهاى ديگرى خلق كرديم و به منظور اجراى سنّت ابتلاء و امتحان ، پيامبران خود را متواليا به سوى آنها فرستاديم ، به طوريكه اگر يكى مىرفت ديگرى جاى او را مىگرفت ، ولى هر پيامبرى كه به سوى قومى فرستاده مىشد ، آنها هم مطابق روش و سنّت ديرينهء خود او را تكذيب مىكردند ، ما هم بر اساس سنّت مجازات ، آنها را يكى پس از ديگرى به عذاب خود گرفته و ايشان را به صورت سرگذشتى درمىآوريم و تنها داستانى از ايشان باقى مىماند ، پس دور باشند مردمى كه ايمان نمىآورند . اين اصطلاح
( جَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ )
بليغترين بيان در رساندن تسلّط قهر الهى بر دشمنان حق و