( 5 )
( وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ )
: ( همان كسانى كه عورات خود را از گناه و حرام ، نگاه دارندگانند )
( 6 )
( إِلَّا عَلى أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ )
: ( مگر از همسران و كنيزان خود كه در اين صورت ملامتى متوجّه آنها نخواهد بود )
( 7 )
( فَمَنِ ابْتَغى وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ )
: ( پس كسى كه به غير از اين طلب مباشرت نمايد ، البته آنها ستمكار و تعدّى كنندگانند )
( فرج ) كنايه از عورت زن و مرد است كه مردم از نام بردن آنها شرم دارند و ( حفظ فروج ) كنايه از اجتناب از مواقعهء نامشروع ( زنا ، لواط . . . ) مىباشد ، آنگاه به عنوان استثناء مىفرمايد : مگر در خصوص زنان حلال و آزادشان يا كنيزان مملوك ايشان ، كه در اين موارد مواقعه مانعى ندارد و ملامتى نخواهد داشت ، آنگاه مىفرمايد : هر كس با غير اين دو طائفه تماس جنسى و ارتباط پيدا كند ، از حدود الهى تجاوز كرده چون باعث فساد جامعه و نابودى نسل بشر مىگردد .
( 8 )
( وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ )
: ( و كسانى كه امانت و عهد خود را رعايت مىكنند )
( امانت ) يعنى آنچه سپرده شده ، از قبيل مال و اسرار و يا غير آن . و چه بسا « 1 » شامل تمام تكاليف الهى كه در بشر به وديعه سپرده شده و نيز شامل اعضا و جوارح و قواى بشرى نيز بشود ، بنابراين حفظ امانت گذشته از معناى ظاهرى آن به معناى حفظ دين خدا و احكام و نظام الهى خواهد بود . و ( عهد ) يعنى آن چيزى كه انسان با صيغهء عهد مثل نذر و قسم به آن ملتزم و متعهّد شده باشد و ممكن است منظور از آن ، مطلق تكاليفى باشد كه متوجّه مؤمنان مىباشد ، چون مكررا قرآن ، ايمان را ( عهد ) و ( ميثاق ) خوانده است .
به هر جهت در اين آيه مؤمنان را به حفظ امانت و عدم خيانت در آن و حفظ و رعايت عهد و عدم نقض آن توصيف مىكند چون ايمان در وجود آنها استقرار يافته و
هامش
( 1 ) . مطابق تفسير روح المعانى ، ج 18 .