( 2 )
( الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ )
: ( همان كسانى كه در نمازشان خاضع و خاشعند )
( خشوع ) نوعى تأثر خاص از جانب مقهور ، در برابر قاهر است به طوريكه تمام توجه او معطوف قاهر گشته و از جاى ديگر قطع شود و با نوعى عنايت اين حالت به اعضاء و جوارح نيز نسبت داده مىشود . در نتيجه بىحركت شدن اعضاى بدن از ترس و چشم فرو بستن و تواضع و تذّلل نيز از مصاديق خشوع است .
( 3 )
( وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ )
: ( و كسانى كه از لغو روى گردانند )
صفت ديگر مؤمنان اين است كه از اعمال لغو يعنى كارهاى مباحى كه خير و نفعى در دنيا و آخرت از آنها حاصل نمىشود ، پرهيز مىكنند . البته اعراض غير از ترك كامل است ، چون مؤمنان هم بالاخره به واسطهء بشر بودن در معرض لغزش و نسيان قرار دارند - به هر جهت آنها به واسطهء ايمانشان دائما با ساحت كبرياء و عظمت پروردگارشان ارتباط دارند و جز به امورى كه خداوند آن را عظيم بداند ، اشتغال نمىورزند و از متاعهاى دنيوى آنچه را كه فرومايگان و جاهلان به آن تعلّق و اهتمام دارند ، عظيم نمىشمارند و در نظرشان خوار و بىمقدار است و اگر هم مورد طعنه و زخم زبان جاهلان واقع شوند جز به آرامش و سلام سخنى نمىگويند ، پس توصيف مؤمنان به اعراض از لغو كنايه از علّو همت و كرامت نفوس ايشانست .
( 4 )
( وَ الَّذِينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ )
: ( و كسانى كه زكات را ادا كنندگانند )
وصف ديگر مؤمنان اين است كه آنها مالشان را به وسيلهء انفاق آن ، پاكيزه و مطّهر مىنمايند و اين عمل از بزرگترين عوامل براى نيل سعادت مجتمع و كمال و حفظ آنست .
از آنجا كه اين سوره در مكّه نازل شده ولى حكم زكات واجب در مدينه تشريع شده است ، استفاده مىشود كه منظور از زكات در اين آيه ، همان انفاق ماليست ، نه زكات و حدّ شرعى آن .