( 37 )
( وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولًا )
:
( در زمين با نخوت و غرور راه مرو ، تو نه مىتوانى زمين را بشكافى و نه از جهت بلندى مىتوانى به كوهها برسى ) ( فرح ) يعنى خوشحالى به باطل و خوشحالى بى دليل و خارج از حدّ اعتدال چون خوشحالى به حق و عادلانه آنست كه انسان از بابت نعم الهى شادمان و شكرگزار باشد ، امّا اگر اين خوشحالى از حدّ خود بگذرد ، آثار سبك عقلى در افعال و اقوال فرد ظاهر مىگردد و چنين فردى خوشحاليش باطل است ، در اين آيه شريفه انسان را نهى مىكند از اينكه به جهت تكبّر ، خود را بيشتر از آنچه هست بداند و بر ديگران فخر بفروشد و اين امر ناشى از جهل نسبت به خالق قاهر است .
و اگر از ميان همه اعمال و گفتار به راه رفتن فرد عنايت نمود به جهت آنست كه اثر آن انحراف ، در راه رفتن بيشتر نمودار مىشود و آنگاه براى شكستن اين تكبّر و پندار باطل مىفرمايد با چنين شيوه متكبرانهاى راه نرو و خود را بزرگتر از آنچه هستى مپندار و از روى ناسپاسى و كبر و خيالات باطل اينچنين بر سايرين فخر مفروش و بدان كه در عالم هستى ذرّهاى بيشتر نيستى ، و با چنين راه رفتنى نه مىتوانى زمين را بشكافى و نه مىتوانى از جهت بلندى به قلهء كوهها برسى ، و در اين صورت اعتراف مىكنى كه در مقابل ساير مظاهر قدرت خدا بسيار خوار و بىمقدار هستى و هر چه دارى از ناحيه ملك و عزّت و سلطهء خداى متعال است و اوست كه اين مواهب را به تو بخشيده و همه اين امورى كه به آنها مشغول هستى ( مثل مال و جاه و جمال و ملك و سلطنت و . . . ) امورى و وهمى و خالى از حقيقت هستند كه خارج از درك بشر و واهمهء او ذرهّاى واقعيّت ندارند بلكه خداست كه اين امور را در نظر بشر واقعيّت نموده تا در عمل و زندگى خود بر آنها اعتماد نمايند ، و تا امر زندگى دنيا به انجام برسد و اين امور همه تحت سيطرهء اراده خداست ، چنانچه فرمود :
( وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ )
« 1 » ، ( براى شما در زمين محل استقرار و آسايش خواهد بود تا موعدى معيّن ) .
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 36 .