نيست . اينكه در شمار سجده كنندگان ، آسمان و زمين ، را نام نبرد با اينكه حكم سجده تكوينى شامل آنها نيز هست ، مىفهماند كه مخلوقات علوى و سفلى ( والاتر و پستتر ) چه آنها كه عقل دارند و چه غير ايشان ، همه در وجود خود ، در برابر عظمت و عزّت الهى خاضع و خاكسارند و مدام با هستى خود به طور تكوينى و اضطرارى سجده مىكنند .
آنگاه مىفرمايد ( كثير من الناس ) يعنى بسيارى از مردم خدا را سجده مىكنند از همين ذكر ، معلوم مىشود كه مراد از سجدهء اول سجده تكوينى و مراد از اين سجده ، سجدهء شريعى و تكليفى است كه در آن حقيقت بندگى ظهور مىيابد و اين غير سجدهء نوع اول است چون اگر همان بود شامل همهء افراد بشر مىشد .
در ادامه مىفرمايد بسيارى از مردم عذاب بر ايشان حتمى شده يعنى در اثر سرپيچى از سجده تشريعى و اعراض از دين حق ، خداوند عذاب را بر آنها محقّق نموده و اگر ثبوت عذاب به جاى ذكر خوددارى آنها از سجده بيان شده است ، براى اين است كه دلالت كند كه اين عذاب عين همان عمل ايشان است كه به صورت عذاب به آنها برمىگردد ، و نيز براى آن است كه زمينهء جمله بعدى فراهم شود كه مىفرمايد هر كس را كه خدا خوار كند ديگر كسى براى او نخواهد بود كه وى را گرامى بدارد چون اهل عذاب هم به واسطه خوددارى از سجده دچار خوارى و ذلّت مىشوند كه در ادامهء آن هرگز كرامت و خيرى به ايشان نخواهد رسيد و در آخر براى دلالت بر عموميّت و كمال قدرت الهى و نيز به جهت تعليل مطلب قبلى ( عذاب معاندان و خوار كردن ايشان ) مىفرمايد : خدا هر چه بخواهد مىكند چون بر هر امرى تواناست و هيچ كس نمىتوانند مانع از حكم او شود .
( 19 )
( هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَمِيمُ )
: ( اين دو گروه دشمنان هم هستند كه در خصوص پروردگارشان با يكديگر مخاصمه كردهاند ، و كسانى كه كفر ورزيدند ، برايشان جامههايى از آتش بريده شده و از بالاى سرهايشان آب جوشان ريخته مىشود ) ، مراد از