شعائر الهى در مسجد الحرام جلوگيرى مىكردند و بر اين اعمال مداومت داشتند ، بعد مسجد الحرام را توصيف مىنمايد به اينكه خدا آن را محلّ عبادت مردم قرار داده - نه آنكه ملك مردم باشد - و مردم بايد بتوانند آزادانه در آنجا خدا را عبادت كنند و مراسم دينى بجا بياورند و در اين امر فرقى بين مقيمين مكه و تازه واردان وجود ندارد و همه در امر عبادت و انجام فرائض بطور يكسان آزاد هستند ، از اين جمله نتيجه مىشود كه عبادت در مسجد الحرام حقّ مردم است و لذا جلوگيرى از ايشان ، تعدّى در حقّ و الحاد به ظلم است .
به همين دليل مىفرمايد كسانى كه كفر ورزيدند و مانع راه خدا شدند و مردم را از عبادت در مسجد الحرام باز داشتند بدانند كه چون ايشان با الحاد و ظلم با مردم مواجه مىشوند ما عذاب دردناكى به ايشان مىچشانيم .
( 26 )
( وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهِيمَ مَكانَ الْبَيْتِ أَنْ لا تُشْرِكْ بِي شَيْئاً وَ طَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَ الْقائِمِينَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ )
: ( هنگاميكه تعيين كرديم براى ابراهيم جاى آن خانه را و مقرّر كرديم كه چيزى را با من شريك نپندار و خانهام را براى طواف كنندگان ، نمازگزاران و اهل ركوع و سجود پاكيزه نما )
مىفرمايد آن زمانى كه مكان خانه را براى ابراهيم مرجعى براى عبادت قرار داديم ، تا عبادت كنندگان آنجا را محل عبادت خود قرار دهند - نه محل سكونت - يعنى وقتى كه ما به ابراهيم وحى كرديم كه براى عبادت ما اين مكان را قرار بده و آنگاه مقرّر كرديم كه اى ابراهيم هيچ چيز را شريك من قرار نده ، در اين آيه نهى از شرك مخصوص به نهى از شرك در عبادت است و به عبارت بهتر نهى به شرك در اعمال حج از قبيل تلبيه براى بتها ، اهلال براى ايشان و امثال آن تعلّق مىگيرد .
در ادامه مىفرمايد : به او وحى كرديم كه خانه مرا براى عبادت طواف كنندگان و نماز گزاران و راكعان و ساجدان تطهير كن . يعنى اينكه ابراهيم عليه السّلام آنجا را از پليدى اعمال شركآميز و خباثت بتها و همه اعمال زشتى كه مايهء فساد عبادت است ، پاك نمايد و طريقهء صحيح عبادت خالص و عارى از شرك را به ايشان تعليم دهد .