يعنى امر به همين منوال جريان مىيابد و خدا اعمال مؤمنان صالح را ثبت مىكند تا به آنها پاداش دهد و دهكدههاى ظالم را هلاك مىسازد و راه بازگشت ايشان به دنيا را حرام مىنمايد تا آن روزى كه راه بستهء يأجوج و مأجوج و سدّ آنها گشوده شود كه در اين صورت آنها از بلنديهاى زمين با سرعت به سوى مردم مىتازند و اين امر يكى از نشانههاى وقوع قيامت است ( همچنانكه در سورهء كهف آيات 98 و 99 دربارهء آن توضيح داديم ) كه در آن زمان ثبت اعمال صالح متوقّف مىشود . چون قيامت دار پاداش و عقاب است نه سراى عمل . آنگاه مىفرمايد در آن زمان وعدهء حق نزديك مىشود و مراد از وعدهء حق همان قيامت است در آن حالت كفار از مشاهدهء اهوال قيامت آنچنان متحيّر و متعجّب مىشوند كه از شدّت اهتمام به آن ، به هيچ امر ديگرى نمىانديشند و چشمانشان خيره مىگردد و آنگاه به خود لعن مىگويند و ادّعا مىكنند . كه از اين صحنه در غفلت بودهاند و گويا اين ادّعاى آنها ابتدا به اين صورت بوده كه معتقدند ديگران ما را غافل كردند ، امّا در آخر اعتراف مىكنند كه اين غفلت ناشى از ظلم خودشان بوده ، كه به كارهايى مشغول شدند كه آخرت را از يادشان مىبرده و آنها را غافل مىساخته ، لذا گفتند : بلكه خود ما ستمكار بوديم .
( 98 )
( إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ )
: ( همانا شما و آنچه به غير از خدا مىپرستيد همه سوخت جهنميد و به آن وارد خواهيد شد )
( 99 )
( لَوْ كانَ هؤُلاءِ آلِهَةً ما وَرَدُوها وَ كُلٌّ فِيها خالِدُونَ )
: ( اگر اينها خدا بودند وارد جهنّم نمىشدند در حالى كه همه در آن جاودانهايد )
( 100 )
( لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ هُمْ فِيها لا يَسْمَعُونَ )
: ( در آنجا نالهاى دارند و در آنجا چيزى نمىشنوند )
( حصب ) يعنى آتش زنه و سوخت .
خطاب به مشركان مىفرمايد شما و معبودهاى و بتهاى سنگى و چوبى كه مىپرستيد هيزم و سوخت جهنّم هستيد و در نهايت وارد آن خواهيد شد و چون لفظ ( ما ) را به كار برده كه شامل غير عقلا نيست لذا مراد از آن معبودهاى ذوى العقول مثل ملائكه و انبياء