( پس هر كس اعمال شايسته نمايد و مؤمن باشد كوشش او بدون پاداش نمىماند و ما براى او ثبت مىكنيم )
يعنى از افراد بشر هر كس چيزى از اعمال صالح را به جا آورد و ايمان داشته باشد - چون عمل صالح بدون ايمان اثر و ارزشى ندارد - سعى او مستور نمىماند و ما اعمال او را در صحيفهء اعمال ثبت مىكنيم . لذا عمل صالح او فراموش و كفران نمىشود .
اين آيه از آياتى است كه دلالت مىكند عمل صالح وقتى مقبول مىافتد كه توأم با ايمان باشد و نيز دلالت مىكند كه فرد مؤمنى كه بعضى از اعمال صالح را انجام مىدهد اهل فلاح است .
( 95 )
( وَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ )
: ( و بر هر دهكده كه هلاكشان كرديم مقرّر نموديم كه ديگر باز نگردند )
يعنى ما اهل هر آبادى را كه به دليل كفر و ستم نابودشان كرديم ، ديگر زنده نمىكنيم و ايشان دوباره به دنيا باز نمىگردند تا بتوانند جبران مافات را بنمايند و آنچه از عمر و زندگى از كف دادهاند بدست آورند . پس در واقع اين آيه مقابل آيه سابق است ، يعنى هر كه مؤمن نباشد ( اگر چه عمل صالح بجا آورد ) سعى او بىنتيجه مىماند و بعد از مردن هم راهى براى بازگشت و تدارك مافات ندارد .
امّا اينكه آيه را به صورت جمع بيان فرمود بدليل آن است كه فساد فرد ، بالطبع به فساد جامعه منجر مىشود و آن وقت عذاب بر ايشان حتمى مىگردد و همه هلاك خواهند شد لذا آن قريهاى كه عمل صالح تؤام با ايمان انجام نداده و امرش منجر به هلاكت شده ، ديگر محال است كه دوباره زنده شود و بتواند اعمال خود را مقبول نمايد .
( 96 )
( حَتَّى إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَ مَأْجُوجُ وَ هُمْ مِنْ كُلِّ حَدَبٍ يَنْسِلُونَ )
: ( تا آن زمان كه سدّ يأجوج و مأجوج گشوده شود و از هر تپه و بلندى سرازير گردند ) .
( 97 )
( وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذا هِيَ شاخِصَةٌ أَبْصارُ الَّذِينَ كَفَرُوا يا وَيْلَنا قَدْ كُنَّا فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا بَلْ كُنَّا ظالِمِينَ )
: ( و وعدهء حق نزديك شود و ديدگان كسانى كه كافر بودند خيره ماند و گويند اى واى بر ما كه از اين غافل بوديم ، بلكه ما ستمكار بوديم )