مجسّم مىنمود ، پس خداى متعال با اين واقعه پيامبرش را تأديب و تربيت كرد تا با قدمى پاك و مبرّا از تمثيل ظلم ، شايستهء گام نهادن به بارگاه قرب ربوبى گردد .
( 88 )
( فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ )
: ( پس او را اجابت كرديم و از تنگنا نجاتش داديم ، مؤمنان را نيز اينچنين نجات مىدهيم )
يونس عليه السّلام هر چند صراحتا به خواستهء خود اشاره نكرد و تنها خدا را به يگانگى ستود و به ظلم خود اعتراف كرد ، امّا با همين كلام درخواست نجات و حالت درونى خود را ابراز كرد و خداوند هم درخواست او را اجابت نمود و او را از غمى كه گرفتارش بود - يعنى از شكم ماهى - نجات داد و آنگاه خداوند با كلام
( كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ )
وعده به نجات هر مؤمن مبتلا به اندوه مىدهد ، البته مؤمنى كه مانند يونس رو به درگاه او كند و خدا را ندا دهد و هيچ كس را شريك او نگيرد ، لذا اگر مؤمن مبتلا ، با حالتى رو به درگاه خدا كند كه از همهء اسباب دنيوى قطع اميد كرده باشد و يقين بداند كه تنها خدا قادر بر نجات اوست ، خداوند قطعا او را از آن گرفتارى نجات خواهد داد .
( 89 )
( وَ زَكَرِيَّا إِذْ نادى رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ )
: ( و زكريا را ياد كن ، آن وقت كه پروردگارش را ندا كرد : پروردگارا مرا تنها مگذار كه تو از همه بازماندگان بهترى ) در ادامهء تذكرات سابق خطاب به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم مىفرمايد به يادآر زكرياى پيامبر را در آن زمانيكه براى طلب فرزند پروردگارش را مورد خطاب قرار داد و گفت : پروردگارا مرا تنها مگذار ، يعنى فرزندى به من عطا كن كه وارث من و خاندان يعقوب باشد و آنگاه در مقام ثنا و حمد نيز به پروردگارش گفت : خدايا تو بهترين وارثانى ، يعنى تو وارث حقيقى عالم هستى و هيچ كس در اين امر با تو مشاركت ندارد .
( 90 )
( فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ يَحْيى وَ أَصْلَحْنا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ كانُوا لَنا خاشِعِينَ )
: ( پس او را اجابت كرديم و يحيى را به او بخشيديم و همسرش را برايش شايسته نموديم ، چون ايشان همواره در امور خير مىشتافتند و ما را با بيم و اميد مىخواندند و همواره در برابر ما فروتن و خاشع بودند )
مراد از اصلاح همسر ، اين است كه خداوند همسر او را شايستهء فرزنددار شدن كرده