ساير نامبردگان - ندا مىكرد و مىخواند و ما دعايش را مستجاب كرديم و نداى او مطابق حكايت قرآن اين بود كه گفت :
( فَدَعا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ
« 1 » پروردگارا من مقهور شدهام پس مرا يارى كن )
و خداوند با گشودن درهاى آسمان با بارانى سيلآسا و جوشيدن چشمههاى زمين و غلبهء امر مقدّر خود ، او را نصرت فرمود و او و خويشاوندانش را ( غير همسر و پسرش كه از كافران بودند ) از اندوه شديد مشاهدهء مظاهر كفر و عناد قوم كافرش و تهديدات آنها ، نجات داد .
( 77 )
( وَ نَصَرْناهُ مِنَ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا إِنَّهُمْ كانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعِينَ )
: ( و او را در برابر قومى كه آيات ما را تكذيب مىكردند يارى كرديم ، كه آنان قومى بد بودند و همگى آنها را غرق كرديم )
يعنى قوم او كسانى بودند كه در نهايت ستمكارى آيات الهى را كفران نمودند و هيچ اميد خير و صلاحى به ايشان نمىرفت و خداوند هم نوح را در برابر آنها يارى فرمود و همه آن كافران را غرق نمود و پروردگارت اينچنين با گناهكاران معامله مىنمايد
( كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ )
« 2 »
[ آيهء ( 91 - 78 ) دربارهء داود و سليمان عليهما السّلام و ماجراى يونس عليه السّلام ]
( 78 )
( وَ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَ كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ )
: ( و داود و سليمان را به ياد آر آن وقت كه در كار زراعتى كه گوسفندان قوم شبانه در آن چريدند ، داورى مىكردند و ما گواه داورى آنها بوديم )
داوود در ميان بنى اسرائيل سمت پادشاهى داشت و سليمان عليه السّلام نيز به اذن پدرش در اين ماجرا دخالتى داشته و جهت آن احتمالا فهماندن لياقت سليمان بوده ، چون معنا ندارد كه دو حاكم در خصوص يك واقعه حكم كنند . و در واقع آنها در اين امر با يكديگر مشورت كردهاند . از سياق استفاده مىشود كه ظاهرا واقعهاى ميان دو نفر رخ داده و آنها براى شكايت و مرافعه نزد داوود عليه السّلام آمدهاند و خداوند مىفرمايد : ما در خصوص حكم آنها گواه بوديم چون خداوند به انبياء حكم و نبوّت داده ، و مىفرمايد
هامش
( 1 ) . سورهء قمر ، آيهء 10 .
( 2 ) . سورهء مرسلات ، آيهء 18 .