لَيَقُولُنَّ اللَّهُ
« 1 » اگر از آنها بپرسى كه چه كسى آنها را آفريده ، هر آينه مىگويند ، خدا ) و در مورد بتها مىگفتند
( هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ
« 2 » اينها واسطههاى ما در نزد خدا هستند )
امّا آيه شريفه با حجّتى قاطع اين پندار آنها را از اساس ويران مىكند كه ماحصل آن اين است : اگر فرض شود كه براى عالم آلههء متعددى غير خدا باشد ، ناچار بايد در ذات با هم اختلاف داشته باشند و گرنه چند إله نمىبودند و همين اختلاف در ذات مستلزم اختلاف در اراده و تدبير است و همين كه اختلاف در امر تدبير عالم به ميان آيد ، تدبير هر يك ، تدبير ديگرى را فاسد و زايل مىكند و آسمان و زمين رو به تباهى مىگذارند ، امّا وحدتى كه در نظام عالم برقرار است دلالت مىكند كه مدبّر عالم وجود نيز واحد است و عالم جز يك إله ندارد كه همان موجد و خالق عالم است .
حال اگر كسى اشكال كند كه همين تزاحم و اختلافى كه در بسيارى از اسباب و علل عالم مىبينيم ، در اثبات فساد و عدم وحدت آن كفايت مىكند . در جواب مىگوئيم تزاحم عللى كه در نظام عالم ديده مىشود از قبيل اختلاف و تزاحم دو علّت است كه تحت يك تدبير واحد مىباشند و لذا اختلاف و تزاحمشان به گونهاى نيست كه يكديگر را باطل كنند و يا با اختلاف خود ، قوانين عمومى و كلّى حاكم بر عالم وجود را نقض نمايند . باز ممكن است گفته شود ، اختلاف و تزاحم در ارادهء آن معبودها زمانى پيش مىآيد كه آنها آگاه و با شعور نباشند امّا چه مانعى دارد كه چند الهه متعدد از روى شعور و منطق با هم مشورت نمايند و قرار بگذارند كه اعمالشان مخالف يكديگر نباشد ؟
در جواب مىگوئيم چنين فرضى غير معقول است چون اين امر در ميان آدميان معمول است كه افعالشان را به مقتضاى قوانين عقلى برگرفته از حقايق خارجى با يكديگر تطبيق مىدهند تا به هدف مشتركى برسند امّا پروردگار مدبّر عالم چنين نيست بلكه نظام خارجى ، همان فعل اوست و به عبارت ديگر مصالح ، تابع فعل خداست ، نه متبوع آن ، پس چگونه متصوّر است كه چند معبود به خاطر مصالح عالم وحدت نظر و عمل پيدا كنند ؟ !
هامش
( 1 ) . سورهء زخرف ، آيهء 87 .
( 2 ) . سورهء يونس ، آيهء 18 .