( 21 )
( أَمِ اتَّخَذُوا آلِهَةً مِنَ الْأَرْضِ هُمْ يُنْشِرُونَ )
: ( آيا از زمين خدايانى گرفتهايد كه حيات دوباره مىدهند ؟ )
( انشار ) يعنى زنده كردن مردگان كه مراد از آن در اينجا معاد است ، در اين آيه احتمال ديگرى كه منافى امر معاد است رد شده و حاصل معنا اين است كه كسى ادّعا كند غير از خدا آلهه ديگرى هستند كه مردگان را زنده كرده و محاسبه مىنمايند و خداى متعال در امر معاد دخالتى ندارد و لذا مردم اجبارى ندارند كه از خدا بترسند و دعوت پيامبرانش را اجابت كنند ، بلكه همان پرستش آلهه كفايت مىكند .
و اينكه قيد ( من الارض ) را آورد براى اشاره به آن بود كه اين معبودها چون از جنس زمينند ، حكمشان هم حكم همهء موجودات زمينى است و خودشان محكوم به مرگ و بعثند و شايد هم مراد تهكّم و تحقير آن معبودها باشد به هر جهت بازگشت معنا به اين است كه وقتى ملائكه يا معبودهايى كه آلههء مشركين هستند ، بندگان خداى تعالى باشند و بتپرستان به كلى از التجاء بسوى ايشان مأيوس شوند و نتوانند در امر معاد به آنها پناه ببرند ، آيا بتها و سنگ و چوب بدردشان مىخورد و آيا درست است كه اينها را معبود خود بگيرند ؟ !
( 22 )
( لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا فَسُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ )
:
( اگر در آسمان و زمين خدايى جز خداى يكتا بود ، تباه مىشدند ، پس پروردگار عرش از آنچه وصف مىكنند منزّه است ) همچنانكه بارها اشاره كردهايم نزاع ميان بتپرستان و موحدّين در يگانگى معبود يا تعدّد آن نيست ، و در اينكه يك معبود واجب الوجود تمام موجودات عالم را آفريده هيچ اختلافى وجود ندارد لكن نزاع در إله به معناى ربّ است ، كه بتپرستان تدبير عالم را به موجوداتى شريف و مقرّب درگاه آن معبود خالق نسبت مىدهند و مىپندارند خالق عالم در تدبير آن نقشى ندارد و تدبير را به الههها واگذار نموده و به همين دليل هم مىگويند بايد آن آلهه و بتها را بپرستيم تا ما را در نزد خدا شفاعت كنند و به او نزديك نمايند ، همچنانكه مىفرمايد
( وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ