( قذف ) يعنى دور انداختن و ( دمغ ) يعنى شكافتن فرق تا مغز سر و ( زهوق ) يعنى هلاكت و ( حق ) به معناى امر ثابت العين است به خلاف باطل كه عين ثابتى ندارد ، ولى خود را به صورت حق جلوه مىدهد تا مردم آن را حق بپندارند ، امّا زمانيكه حق و باطل باهم مواجه شوند ، آنوقت باطل نابود شده و حق جلوهگر مىگردد و هيچ چيز در عالم وجود نيست جز آنكه شائبهاى از بطلان در آن هست ، مگر وجود خداى سبحان كه حقّ محض است و هيچ بطلانى در او راه ندارد
( أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ
« 1 » همانا خداوند همان حق است . )
به هر جهت خداوند مىفرمايد ما اراده كردهايم كه باطل را به وسيله حق سركوب كنيم و آن را هلاك و فانى نمائيم . چون خداى متعال خود ، ذات مستجمع جميع كمالات است و كمال هر شيئى از او منشاء گرفته امّا همه اشياء در مقايسه با يكديگر تفاضل و تفاوتهايى دارند كه لازمهاش نقص يكى و كمال ديگرى است ، پس عالم خلقت با همه نظامى كه در آن هست از آميختن حق و باطل پديد آمده ولى باطل چون كف سيل است كه سرانجام فانى مىشود و حق چون آبى است كه مىماند و مردم از آن بهرهمند مىشوند « 2 » ، لذا هر قدر هم كه خدا به باطل مهلت دهد ، سرانجام در مواجههء با حق ، خداوند آن را نابود مىكند و ريشهكن مىسازد .
لذا عقايد حقّه هيچگاه در زمين ريشهكن نمىشود و خداوند هرگز نصرت خود را از اهل حق دريغ نمىورزد و سنّت هميشگى خداوند اين است كه باطل را با حق سركوب كند ، چه آن باطل ، حجّت يا عقيدهء باطلى باشد و يا عمل و سنّتى باطل ، نهايتا عقيده يا عمل حق آن را از بين مىبرد ، همچنانكه در آباديهاى ستمكار گذشته ، عذاب استيصال اعمال و سنّتهاى باطل را از بين برد و در آخر خداوند افراد منكر معاد و نبوّت را به سختى تهديد مىكند و وعدهء عذاب و هلاكت مىدهد و مىفرمايد : واى بر شما از آنچه وصف مىكنيد .
( 19 )
( وَ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَنْ عِنْدَهُ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ وَ لا
هامش
( 1 ) . سورهء نور ، آيهء 25 .
( 2 ) . سورهء رعد ، آيه 17 .