تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
تأثير نمىگذارد و آن را دگرگون نمىكند و تركّب در ذات او نيست ، لذا محال است كه خدا به لهو و لعب بپردازد و اگر فرض شود كه سرگرمى و لهو براى خدا جايز باشد ، در صورتى تلّهى او به آن چيز مجاز است ، كه امرى غير خودش نباشد و مخلوقات خدا از آنجا كه فعل او هستند و از ذات او صادر مىشوند ، غير او هستند امّا نمىشود كه بازيچهء او باشند ، چون آن امر بازيچه و لهو بايد چيزى باشد كه از ذات او صادر و خارج نشده باشد و از آنجا كه چنين چيزى در عالم وجود ندارد ، لذا خداوند لهو ندارد . در واقع آيهء شريفه مىفرمايد اگر مىخواستيم بازيچه‌اى را از مرحلهء ذات خود اخذ مىكرديم ، نه در مرحلهء خلق ، كه فعل ما و خارج از ذات ماست و هر آينه اگر اراده اين عمل را مىنموديم ، انجامش مىداديم . و با اين گفتار بر امتناع اين مطلب تأكيد مىنمايد . به اين ترتيب برهان بر معاد و سپس نبوّت تمام مىشود يعنى حالا كه خداوند اهل لهو و لعب نيست ، لذا خلقت عالم و آدم براساس غرضى عقلايى است كه اين غرض همان بازگشت خلائق بسوى خدا و محاسبه اعمال و سپس مجازات ايشان است و حال كه چنين است بر خدا لازم است كه انبيائى را مبعوث كند تا راه خير و شر را به مردم بنمايند و آنها را هدايت كنند و از لوازم آن اين است كه افراد مؤمن و مطيع را بشارت داده و افراد معاند و منكر را انذار نمايند و اگر دست از عناد برنداشتند و در ظلم و كفر اسراف نمودند خود را مستحقّ عذاب استيصال و هلاك مىنمايند و يا خداوند به ايشان مهلت داده و عذابشان را تا قيامت به تأخير مىاندازد . به هر جهت همهء اعمال الهى بر اساس حكمت و غرض عقلايى است و ابدا لهو و لعب در امر او راه ندارد و حاشا للّه كه لذائذ دنيا را به نام لهو و لعب ناميده و مذمّت كند امّا خود ، اهل لهو و لعب بوده و عالم و آدم را بازيچه آفريده باشد . ( تعالى اللّه عن ذلك علوا كبيرا ) ( 18 )
( بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ )
: ( بلكه حق را بر باطل مىكوبيم تا آن را درهم شكند و نابود كند ، كه در آن صورت باطل نابود مىشود و واى بر شما از آنچه توصيف مىكنيد )
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 234 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر