تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
ما روزى دادن كسى را به عهدهء تو نمىگذاريم بلكه تو خود روزى خور مائى ، و سرانجام نيك از آن پرهيزكاريست ) مراد از اهل ، به دليل مكّى بودن آيه ، فقط خديجه ( س ) همسر پيامبر و على عليه السّلام و يا بعضى از دختران آن حضرت مىباشد . مىفرمايد اهل خود را به نماز دستور ده . و نماز اظهار عبوديّت بنده در برابر معبود است ، آنگاه مىفرمايد اين دستور ما به جهت آن نيست كه ما به نماز شما محتاج باشيم و از تو روزى بخواهيم ، بلكه ما از تو بىنيازيم و تويى كه محتاج مايى و سرانجام نيك از آن پرهيزكاريست ، چون فقط اهل تقوا هستند كه به حسن عاقبت و بهشت جاويد نايل مىشوند . ( 133 )
( وَ قالُوا لَوْ لا يَأْتِينا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ ما فِي الصُّحُفِ الْأُولى )
( و مىگويند چرا معجزه‌اى از جانب پروردگارش براى ما نمىآورد ، مگر توضيح آن امورى كه در كتابهاى گذشته هست به سوى ايشان نيامد ) اين آيه حكايت گفتار مشركان است كه به منظور اهانت و كوچك شمردن قرآن كريم و نيز به عجز آوردن پيامبر از آوردن معجزه‌اى غير از قرآن ، آن را ابراز كرده‌اند و سپس پاسخ ايشان را مىدهد و مىفرمايد : مگر شاهدى براى ايشان نيامد كه محتواى كتابهاى نخستين ( تورات ، انجيل و ساير كتب آسمانى ) را توضيح دهد و بيان كنندهء آنها باشد ؟ البته كه آمده و آن قرآن است كه بوسيله مردى درس نخوانده و تعليم نديده برايشان نازل شده و اين خود بزرگترين معجزه است . و يا اينكه بگوييم مگر اخبار امتّهاى گذشته برايشان نيامد كه بدانند ، كسانى كه از انبياء خود معجزاتى درخواست كردند ، و به آن ايمان نياوردند ، آوردن آن معجزات باعث هلاكت و استيصال آنان شد ، با اين حال چرا مردم امروز متنبّه نمىشوند و با وجود معجزه‌اى چون قرآن ، درخواست معجزهء ديگرى مىكنند ؟ ( 134 )
( وَ لَوْ أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ بِعَذابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقالُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آياتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزى )
( و اگر پيش از نزول قرآن آنها را به عذابى