تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
مىكردند ( و اهل مكّه در سفرهاى خود به مساكن عاد در احقاف يمن و مساكن ثمود و اصحاب ايكة كه در شام است و يا مساكن قوم لوط كه در فلسطين است ، عبور كرده و همه آنها را ديده‌اند ) طريق عبرت گرفتن و ايمان به آيات خدا را براى آنها بيان نكرده ؟ با اينكه در اين صحنه‌ها آيت‌ها و نشانه‌هايى جهت اعتبار اهل خرد و صاحبان عقول وجود دارد . ( 129 )
( وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَكانَ لِزاماً وَ أَجَلٌ مُسَمًّى )
( و اگر گفتار پروردگارت بر اين رانده نشده و مدتى معين تعيين نشده بود ، هر آينه عذاب قرينشان بود ) يعنى اگر قضايى از جانب پروردگارت رانده نشده بود و اجلى معيّن براى ايشان تعيين نگشته بود ، هر آينه هلاكت ، ملازم آنها بود ، چون اسراف ورزيدند و از حدّ بندگى تجاوز كردند و به پروردگارشان ايمان نياوردند . اما حكم الهى مبنى بر تأخير و امهال و نيز اجلّ مسمايى كه خداوند براى هر امّتى قرار داده جمعا علّت تامّه و باعث تأخير نزول عذاب استيصال بر ايشان است . ( 130 )
( فَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّكَ تَرْضى )
( پس بر آنچه مىگويند صبر كن و پيش از طلوع خورشيد و قبل از غروب آن به ستايش ، پروردگارت را تسبيح گو و كناره‌هاى شب و اواخر روز نيز به تسبيح او مشغول باش ، شايد كه خشنود شوى ) در ادامه مىفرمايد وقتى قضاى خدا چنين است كه به كفّار مهلت دهد و عذابشان را تأخير بياندازد ، پس تو اى پيامبر راهى جز صبر ندارى و بايد به قضاى خدا راضى شوى و او را از آنچه از كلمات كفرآميز كه درباره‌اش مىگويند منزّه بدارى . و در برابر عكس العملهاى بدى كه در برابر تو نشان مىدهند صبر كنى و در مقابل آثار قضا و حكم خدا او را در اوقات مختلف شبانه‌روز حمد و ستايش بگويى تا شايد به واسطهء اين حمد و تسبيح قدرت صبر و رضايت بر قضاى الهى را بيابى همچنانكه در آيه ديگر امر بر