تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
مىكند و سعادت هر چيز در رسيدن به همان اهدافيست كه خلقتش آن را اقتضاء مىنمايد و غير آن ، سعادت ديگرى برايش متصوّر نيست . لذا كسى كه از دين فطرى پيروى كند هر آينه به سعادت خواهد رسيد و طعم ضلالت و شقاوت را نخواهد چشيد . ( 124 )
( وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى )
( و هر كس از ياد من روى گرداند ، همانا برايش زندگى دشوارى خواهد بود و او را در روز قيامت كور محشور مىكنيم ) يعنى كسى كه با عدم پيروى از دعوت حق و برنگزيدن و عدم اتّخاذ احكام شريعت الهى ، از ياد خدا روى گرداند ، هر آينه در دنيا زندگى دشوار و مشقّت بارى خواهد داشت ، چون كسى كه خدا را فراموش كند غير دنيا چيزى نخواهد داشت كه به آن دل ببندد ، در نتيجه همهء كوششهاى خود را مصروف دنيا مىكند و روز به روز در تحصيل دنيا و توسعهء بيشتر آن مىكوشد ، بدون آنكه به حدّى خود را محدود كند و هيچ چيزى او را آرام نمىكند و حرصش را فرو نمىنشاند لذا هر قدر هم كه دارايى كسب كند باز فقير و محتاج است و دلش علاقه‌مند به چيزهايى است كه ندارد و دائما سينه‌اش تنگى مىكند و ترس و اضطراب او را رها نمىسازد چون هميشه نگران رسيدن ناملايمات و آفات و غم و اندوهى است كه عيش او را زايل كند و همچنين از بيم حسودان و كيد دشمنان آرامش نخواهد داشت ، و از طرف ديگر بيم مرگ و بيمارى و از دست دادن آنچه در دنيا كسب كرده لحظه‌اى او را رها نمىكند ، پس او همواره در ميان آرزوهاى برآورده نشده و ترس از دست دادن داشته‌هايش دست و پا مىزند ، در حالى كه اگر خداشناس بود و ياد خدا را فراموش نمىكرد ، مىدانست كه هر چه دارد از آن خداست و بدون اذن او هيچ اتّفاقى در عالم حادث نمىشود و حيات واقعى و لذّات دائمى تنها در نزد اوست . در آخر هم مىفرمايد او را كور محشور مىكنيم ، يعنى همانطور كه در دنيا ديدهء حق بين نداشت در قيامت نيز او را طورى زنده مىكنيم كه راهى بسوى سعادت ابدى و بهشت جاويد نيابد .