( 125 )
( قالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً )
( گويد : پروردگارا ! چرا مرا كور محشور كردى در حالى كه من بينا بودم )
فردى كه از ياد حق اعراض كرده و در قيامت كور محشور شده ، با تعجّب مىگويد :
خدايا من كه در دنيا بينا بودم ، پس چرا مرا كور محشور نمودهاى كه نمىتوانم سعادت و فلاح و رستگارى و كرامت خود را بيابم ؟
بعضى گفتهاند چون آيات ديگر قرآن دلالت مىكند كه مجرمين صحنههاى هولانگيز قيامت را مىبينند ، اين امر با كور بودن آنها منافات دارد ، لذا گفتهاند مراد ، نابينايى چشم ظاهر نيست ، بلكه عدم بصيرت و نابينايى قلب است و بعضى نيز گفتهاند مجرمين ابتدا بينا محشور مىشوند و بعد نابينا مىگردد و بعضى نيز گفتهاند ابتدا بينا هستند بعد كور مىشوند و در آخر باز بينا خواهند شد اما همه اينها سخنى بدون دليل است كه از باب قياس احوال قيامت با دنيا گفته شده است ، در حالى كه نظام حاكم بر آخرت غير از نظام حاكم بر دنيا و نظام معهود ذهن ماست و معلوم نيست بينا و نابينا در قيامت به عينه همان معناى دنيايى خود را داشته باشد ، ما اينقدر مىدانيم كه مجرمان در قيامت كور محشور مىشوند تا سعادت اخروى و رستگارى به كرامت آخرت را نبينند و از مشاهده پروردگارشان محجوب باشند اما نامه عملشان ( كه حجّت را بر آنها تمام مىكند ) و نيز حوادث وحشتانگيز قيامت و عذاب آتش را به عينه خواهند ديد .
( 126 )
( قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى )
( خداوند گويد :
همانطور كه آيات من به نزدت آمد و تو آنها را فراموش كردى ، امروز نيز فراموش شدهاى )
مىفرمايد همانطور كه كور محشورت كرديم ، آيات روشن ما نزد تو آمد اما تو خود را به كورى و نادانى زدى و با حالت عصيان و گناه آنها را پشت سر انداختى و از آنها غفلت كردى ، به همانگونه ما نيز امروز تو را فراموش كردهايم و اعتناى به تو نداريم و تو را بسوى نجات و فلاح هدايت نمىكنيم و اين امر براى مجازات توست
( وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ