مىفرمايد : سوگند مىخورم كه آدم را در زمانهاى پيش وصيّتى كرديم ولى او سفارش ما را ترك كرد و ما او را در حال حفظ آن جزم يا صبر بر آن وصيّت نيافتيم و اما آن عهد و سفارش با استفاده از آيات قرآن ظاهرا همان نهى از خوردن درخت ممنوعه است .
پس آنچه خداوند از بشر مىخواهد آزادى از تمايلات نفسانى همراه با حفظ سلوك آن و تسلّط و حكمرانى بر نفس است .
( 116 )
( وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى )
( آن هنگام كه به ملائكه گفتيم : آدم را سجده كنيد پس سجده نمودند جز ابليس كه امتناع ورزيد )
يعنى به ياد آر عهدى را كه ما به آدم سپرديم و آن زمانى كه ملائكه را امر بر سجده آدم كرديم ، پس همگى اطاعت كردند جز ابليس كه امتناع كرد و ما اين جريان را پديد آورديم تا براى آدم معلوم شود كه چگونه عهد ما را فراموش كرد و عزم راسخ نداشت .
( 117 )
( فَقُلْنا يا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوْجِكَ فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقى )
( گفتيم : اى آدم ، اين شيطان دشمن تو و همسر توست مواظب باشيد كه شما را از اين بهشت بيرون نكند كه تيرهبخت مىشوى )
( 118 )
( إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيها وَ لا تَعْرى )
( و تو راست كه در بهشت بمانى و نه گرسنه شوى و نه برهنه )
( 119 )
( وَ أَنَّكَ لا تَظْمَؤُا فِيها وَ لا تَضْحى )
( و همانا تو در آنجا نه تشنه مىشوى و نه گرمازده )
( 120 )
( فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطانُ قالَ يا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لا يَبْلى )
( پس شيطان او را وسوسه كرد و گفت : اى آدم آيا تو را به درخت جاودانگى و سلطنتى كه هرگز كهنه نمىشود هدايت كنم ؟ )
( 121 )
( فَأَكَلا مِنْها فَبَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى )
( پس هر دو از آن درخت خوردند و عورتهايشان بر ايشان ظاهر شد و بنا كردند كه از برگهاى بهشت به بدنشان بچسبانند و آدم نافرمانى پروردگار