تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
( 113 )
( وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا وَ صَرَّفْنا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْراً )
( آرى اين چنين ما آن را ، قرآن عربى نازل كرديم و در آن بيم دادنهاى گوناگون آورديم تا شايد پرهيز كنند و يا تذكّرى برايشان حاصل شود ) ( كذلك ) اشاره به خصوصيّات بيان آيات است و ( تصريف ) به معناى گردانيدن از حالى به حال ديگر مىباشد . مىفرمايد ، ما به اين نحو از بيان معجزه آسا ، كتاب را نازل كرديم در حالى كه قرآنى خواندنى و عربى است و در آن وعيدهاى گوناگون را به صورتهاى مختلف براى كفّار بيان كرديم تا شايد دست از لجاجت و عناد بردارند و پرهيزكار شوند و يا تذكّر بيابند ، يعنى احتمال خطرى در دلهايشان راه يابد ، احتمال دهند كه اين قرآن حق است و در دشمنى با آن بيم خطر وجود دارد در نتيجه خشوع و خشيتى بيابند و دست از عداوت با حق بردارند ، و يا ياد حق در دلشان راه يافته و ايمان بياورند ، پس تقوى در اينجا به معناى عمل به طاعات و اجتناب از سيّئات نيست بلكه مراد پرهيز از عناد و لجاجت با حق است . همچنانكه در آيهء ديگر مىفرمايد
( لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى )
« 1 » تا شايد متذكر شود يا خشيّت بيابد ) ( 114 )
( فَتَعالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً )
( پس بلند مرتبه است خداوندى كه سلطان حق است و تو قرآن را پيش از آنكه وحى آن به تو اعلام شود با شتاب مخوان و بگو پروردگارا به دانش من بيافزاى ) اين عبارت تسبيح و تنزيه خداست از هر آنچه لايق ساحت قدس او نيست و خداوند را به صفت ملك حق توصيف مىنمايد ، چون خدا مالك على الاطلاق است و در حقيقت منحصرا ملك و ملك از آن اوست و او ملكى است كه در ملك خود با هدايت مردم و وعده و وعيد ايشان و سپس حاضر ساختن آنها در قيامت و مجازاتشان ، تصرّف مىنمايد و هيچ مانعى او را در تصرّفاتش منع نمىكند و كسى نيست كه حكمش
هامش
( 1 ) . سورهء طه ، آيهء 44 .
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 214 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر