توجه به سياق مناسبتر از احتمال اول است .
( 111 )
( وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً )
( و چهرهها در برابر خداى زنده و برپا دارنده ، متواضع مىشود و هر كس سنگينى بار ستمى را بدوش دارد نااميد مىگردد )
يعنى همه در برابر خداوند زنده برپا دارنده ، ذليل و خوار مىشوند چون در آن روز آشكار مىشود هيچ كس مالك چيزى نيست و ملك تنها از آن خداى يگانه و قهّار است
( لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ )
« 1 » بنابراين هيچ مانعى در برابر حكم او نخواهد بود و اگر در ميان همهء اسماء خدا به نام ( حىّ ) و ( قيّوم ) اشاره شد براى آن است كه مورد كلام ، مردگانى هستند كه بار دوم زنده شدند و وقتى زنده شدند كه تمامى اسباب دنيوى از آنها قطع شده و اين مقام مناسب با حيات مطلقه و قيوميّت خدا نسبت به هر چيز مىباشد .
آنگاه مىفرمايد هر كس كه بار ظلمى بر دوش دارد نااميد مىشود ، يعنى مجرمينى كه ايمان نياوردند ، در روز قيامت نااميدى را كه بدترين جزاست خواهند داشت ، چون مؤمن هرگز در قيامت دچار نااميدى نمىشود و شفاعت شامل حال او خواهد شد و اگر معنا شامل عموم ظالمان باشد ، ناگزير معناى خيبت ، نااميدى از مطلق سعادت نخواهد بود بلكه نااميدى از آن نوع سعادتى است كه ظلم با آن منافات دارد .
( 112 )
( وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا يَخافُ ظُلْماً وَ لا هَضْماً )
( و هر كس كارهاى شايسته كند و ايمان داشته باشد از ستم كشيدن و نقص اجر نهراسد )
اگر عمل صالح را مقيّد به ايمان كرد ، به جهت آن است عمل صالح بوسيله كفر حبط و بىاثر مىشود و ( هضم ) به معناى نقص است .
پس مىفرمايد هر كس عمل صالح را با ايمان قرين كرده ، بيمى از ستم ديدن نداشته باشد و بداند كه اجرى غير منقوص خواهد داشت و خداوند پاداش او را بطور تمام و كمال خواهد بود .
هامش
( 1 ) . سورهء مؤمن ، آيهء 16 .