را تعقيب نمايد و مطابق حكمت بالغهاش در ملك خود سلطنت مىكند . پس او ملك است در اول و در آخر ، در دنيا و آخرت و او حقّى است كه بر آنچه از ازل بوده ، ثابت خواهد بود و شايد هم اين عبارت در حكم خاتمهء ماجراها و مطالب گذشته با تسبيح و تعظيم باشد .
آنگاه خطاب به رسولخدا مىفرمايد در مورد وحى عجله نداشته باش ، ظاهرا وقتى وحى قرآن به آن حضرت مىرسيده و قبل از اتمام وحى شروع به تلاوت آن مىكرده و در اين آيه آن حضرت را نهى فرموده كه از بيم فراموش كردن يا هر مطلب ديگر ، قبل از اتمام وحى ، آن را تلاوت نكند همچنانكه در جاى ديگر مىفرمايد
( لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ
« 1 » زبانت را به خواندن آن حركت مده و عجله مكن ، همانا جمع آورى آن و خواندنش با ماست )
آنگاه مىفرمايد به جاى تعجيل در خواندن وحى ، علم بيشترى از پروردگارت طلب كن ، يعنى اگر تو در قرائت آيهاى كه هنوز بر تو كاملا نازل نشده عجله مىكنى ، به جهت آن است كه تا اندازهاى به آن علم يافتهاى ولى به آن مقدار علم اكتفاء نكن و بگو خدايا علم مرا بيشتر كن و از خدا بخواه تا صبر بيشترى به تو دهد تا بقيهء وحى را بشنوى .
اين آيه از جمله آياتى است كه مضمون روايات را كه مىفرمايد قرآن كريم دو بار نازل شد ، يك بار نزول دفعى و يكباره و بار ديگر نزول تدريجى و آيه آيه ، تأييد مىكند . چون اگر رسولخدا علمى به بقيّه آيه نداشتند در خواندن آن تعجيل نمىكردند .
[ آيهء ( 126 - 115 ) دربارهء داستان آدم و فريفته شدن او بوسيلهء ابليس و هبوط وى ]
( 115 )
( وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً )
( و به تحقيق ما پيش از اين ، از آدم پيمان گرفته بوديم ولى او فراموش كرد و ما در او عزم و پايمردى نديديم )
مراد از عهد ، وصيّت و سفارش است . و فرمانها را نيز به همين جهت عهدنامه مىگويند و ( نسيان ) يعنى فراموشى و آن را از ترك وظيفه كه لازمهء فراموشى است كنايه مىآورند و ( عزم ) يعنى قصد جزمى .
هامش
( 1 ) . سورهء قيامت ، آيهءهاى 17 و 16 .