( 107 )
( لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً )
( كه در آن هيچ برجستگى و انحرافى نبينى )
خطاب به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم مىفرمايد : از تو دربارهء وضع كوهها در قيامت سؤال مىكنند بگو پروردگارم آنها را ذره ذرّه كرده و آن ذرّات را منتشر مىكند بطورى كه در جاى آن چيزى باقى نمىماند و آنگاه زمين را تخت و هموار مىكند به صورتى كه هيچ پستى و بلندى در آن ديده نمىشود .
( 108 )
( يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لا عِوَجَ لَهُ وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً )
( در آن روز از ندا دهندهء محشر پيروى مىكنند در حالى كه هيچ انحرافى در كارشان نيست و همهء صداها به احترام خداى رحمان خشوع مىيابد و جز صدايى آهسته چيزى نمىشنوى )
يعنى مردم در آن روز حشر چارهاى جز پيروى محض ندارند و هر چه به ايشان گفته شود انجام مىدهند ، نمىتوانند كمترين توقفى كنند يا سستى و مسامحهاى نمايند چون در آن روز به عيان مىبينند كه ملك و تسلّط فقط از آن خداى قهّار است و كسى شريك او نيست و شايد هم ( لاعوج ) به داعى برگردد يعنى داعى روز قيامت احدى را ترك نمىكند و همه را بدون استثناء دعوت مىنمايد و دربارهء احدى دچار خطا و نسيان نمىشود و در دعوت او سهلانگارى نمىكند اما احتمال اوّل مناسبتر است .
آنگاه مىفرمايد همه آوازها به احترام خداى رحمان خاشع مىشود چون هيچ كس در آن روز در مقام تمرّد و استكبار از اطاعت و پيروى نيست به همين جهت ارتفاع صداها پايين مىآيد و همه با حالت خشوع سخن مىگويند . و جز صداى آهسته و مخفى چيزى به گوش نمىرسد و در آن روز صداها به جهت غرق شدن در مذلّت و خوارى در برابر عظمت خداى متعال آنچنان آهسته مىشود كه هيچ شنوندهاى جز صدايى خفيف ، نمىشنود .
( 109 )
( يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلًا )
( در آن روز شفاعت سودى ندارد ، مگر از كسى كه خداى رحمان به او اجازهء شفاعت داده باشد و سخن او را در شفاعت بپسندد )