تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
جزئيات قرون گذشته را براى خدا اثبات مىكند ، علمى كه هيچ چيز از آن فوت نمىشود و آميخته با جهل و قابل فنا نيست ، و از سوى ديگر علم مذكور را مقيّد به كتاب كرد تا بر ثبوت و محفوظ بودن آن تأكيد كند و بفهماند كه حالت آن علم تغيير نمىكند و كتاب را نكره آورد تا به عظمت آن از حيث وسعت احاطه و دقتش اشاره كرده باشد بطوريكه هيچ كوچك و بزرگى نيست مگر آنكه آن را شمرده و به آن احاطه دارد . در واقع برگشت معناى آيه به اين است كه پاداش و كيفر مردمان گذشته براى كسى دشوار است كه به آن علم نداشته باشد ، امّا براى پروردگار من كه عالم به حال آنهاست و هيچ خطا و تغيير و زوالى و غيبتى در علمش راه ندارد ، اشكال و استبعادى ندارد . و عبارت ( لا يضلّ ربّى ) جهل ابتدايى را از خدا نفى مىكند و عبارت ( لا ينسى ) جهل بعد از علم را نفى مىنمايد ، چون ( ضلال ) يعنى قصد هدفى با پيمودن راهى كه به آن منتهى نمىشود و ( نسيان ) يعنى خروج شىء از علم ، بعد از آنكه داخل در علم بوده ، پس خداوند عالم به قرون گذشته است و بعد از علم ، ديگر جهل به ساحت او راه ندارد و ايشان را مطابق استحقاقشان جزا مىدهد . ( 53 )
( الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ سَلَكَ لَكُمْ فِيها سُبُلًا وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْ نَباتٍ شَتَّى )
: ( آنكه زمين را براى شما گهواره‌اى قرار داد و براى شما در آن راهها كشيد و از آسمان آبى فرو فرستاد كه بوسيله آن انواع مختلف گياهان را بيرون آورديم ) ، از مظاهر هدايت الهى آنست كه انسان را در زمين مستقّر فرمود و او را به حيات زمينى زندگى بخشيد تا انسان در طول زندگى زمينى توشه حيات اخروى و سماوى خود را فراهم كند ، مانند طفلى كه در گهواره قرار مىگيرد و براى زندگى در مرحله بالاتر رشد و تربيت مىشود . و نيز خداوند براى انسان در روى زمين راههايى قرار داد تا از طريق آن جادّه‌ها به مقاصد حيات دنيوى خود نائل شود و نيز آگاه شود كه بايد از طريق پيمودن راههاى عبوديّت به همان هدفى كه براى آن خلق شده ، كه همان تقرّب به خداى تعالى و دخول در جوار كرامت است ، نايل گردد .