عالم به همه حوادث عالم است ، باشد ، تذكّر يعنى قبول يادآورى و التزام به مقتضيّات حجّت تذكّر دهنده و ايمان به آن و خشيّت به معناى مقدمهء آن قبول و ايمان است ، پس بازگشت معنا به اين است كه با فرعون به نرمى سخن بگويد ، شايد كه ايمان بياورد يا لااقل بعضى از خواستههاى شما را اجابت كند و نزديك به ايمان آوردن گردد ، ( بايد دانست امر به بندگى كشاندن بنى اسرائيل يك حكم سياسى بود كه فرعون آن را از بيم ازدياد نسل و غلبهء ايشان انجام مىداد و در راه مملكت دارى و سياست هرگز طاغوتها و سركشان تاريخ ، ابايى از انجام حرائم وحشيانه ندارند ، چنانچه فرعون با ستمگرى و خونخوارى تمام اولاد ذكور بنى اسرائيل را مىكشت و اولاد اناث را براى خدمتكارى زنده نگه مىداشت ) .
( 45 )
( قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ يَفْرُطَ عَلَيْنا أَوْ أَنْ يَطْغى )
: ( گفتند : پروردگارا ما بيم داريم ، در آزار ما شتاب كند يا طغيانش افزون شود ) ، موسى و هارون گفتند : پروردگارا ما بيم آن داريم كه فرعون در عقوبت ما تعجيل كند و قبل از اتمام دعوت و اظهار معجزه ما را عذاب كند و يا در ظلم خود از حدّ تجاوز كرده و با تشديد عذاب بنى اسرائيل و جرأت بر ساحت ربوبى ، اين بار دست به اعمالى شنيعتر بزند و طغيانش افزوده شود و چنانچه گفتيم ، خوف يعنى احتراز از شرّ ، كه امرى ناپسند نيست و منافاتى با ساحت نبوّت ندارد .
( 46 )
( قالَ لا تَخافا إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى )
: ( فرمود : مترسيد كه من با شما هستم ، مىشنوم و مىبينم ) ، يعنى پروردگار به ايشان فرمود از عقوبت و طغيان فرعون نترسيد كه من با شما حاضرم و آنچه بگويد مىشنوم و آنچه عمل كند مىبينم و شما را يارى كرده و تنهايتان نمىگذارم در واقع در اين آيه وعده تأمين و نصرت به آن دو مىدهد ، پس جمله اوّل ( لا تخافا ) وعدهء امان است و جمله دوّم تعليل آن امان است ، يعنى حالا كه من حضور دارم و مىبينم و مىشنوم ديگر موردى براى ترس و بيم شما وجود ندارد كه اين جمله كنايه از مراقبت و نصرت است .
( 47 )
( فَأْتِياهُ فَقُولا إِنَّا رَسُولا رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنا بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لا تُعَذِّبْهُمْ قَدْ