نموده و نيز دشمن موسيست ، و با كشتن اطفال ذكور قصد داشت موسى را از بين ببرد ، همين فرعون او را از دريا مىگيرد و چون فرزندى ندارد ، او را به فرزندى خود مىپذيرد و خداوند اين محبّت موسى را در قلب فرعون قرار مىدهد تا از كشتن او صرف نظر كرده و موسى را چنان دلربا و خواستنى قرار مىدهد كه هر كس او را مىديد ، به وى علاقهمند مىشد و به اين ترتيب موسى در خانهء فرعون و تحت نظارت پروردگارش پرورش يافت و فرعون زير نظر پروردگار به موسى احسان كرد ، چون خداوند همراه موسى و مراقب حال او بود و به جهت مزيد توجّه و محبتّى كه نسبت به او داشت از امر او غفلت نمىكرد ، در واقع مىخواهد بفرمايد : كه اى موسى تو در دست فرعون و تحت سلطه او بودى ، امّا به علّت توجّه و عنايت من هرگز او نمىتوانست قصد شرّ يا ضررى نسبت به تو بنمايد .
و نيز آن زمانى كه خواهرت در جستجوى خبرى از تو بود و ديد كه عمّال و كارگزاران فرعون در جستجوى دايهاى هستند كه تو را شير دهد و خواهرت به ايشان گفت : آيا مىخواهيد شما را به زنى راهنمايى كنم كه او را كفيل شود ، يعنى هم شير بدهد و هم حضانت و نگهدارى كند ؟ و به اين ترتيب تو را به مادرت بازگردانديم تا خوشحال شود و از فقدان تو اندوهگين نباشد و همه اين امور بدست ما و منتّى از جانب ما بود .
و بار ديگر زمانيكه تو يكى از قبطيان را اشتباها با مشتى به قتل رساندى و از بيم گرفتارى از مصر فرار كردى و به مدين رفتى و ما تو را با ابتلاء به خوف و فرار از قصاص و غربت و دورى از خانواده و وطن آزموديم و اين فتنهها جهت خالص كردن تو بود همانطور كه طلا به وسيلهء آتش خالص مىشود ، پس وقوع اين فتنهها منتّى از جانب خدا بود ، به هر حال مىفرمايد : تو چند سالى در ميان اهالى مدين ماندگار شدى و گلّه گوسفندان شعيب را چوپانى كردى و آنگاه با مقدارى علم و تجربه عملى كه در آنجا كسب كرده بودى به مصر آمدى منظور از ( قدر ) يعنى آن مقدار علم و عمل و تجربهاى كه موسى از ابتلائات وارده در نجات از غم و خروج از مصر و ماندن در مدين كسب كرده بود ، و همهء اين موارد منتّهاى الهى بر موسى عليه السّلام است و خداوند اين امتنان خود را
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 183
مساهمون: فاطمه مشايخ
ص١٨٣