( 27 )
( وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي )
: ( و گره از زبان من باز كن ) .
( 28 )
( يَفْقَهُوا قَوْلِي )
: ( تا گفتارم را بفهمند ) .
( 29 )
( وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي )
: ( و براى من وزيرى از خانوادهام مقررّ فرما ) .
( 30 )
( هارُونَ أَخِي )
: ( هارون ، برادرم را ) .
( 31 )
( اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي )
: ( و پشت من را به وجود او محكم كن ) .
( 32 )
( وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي )
: ( و او را شريك كارم نما ) .
( 33 )
( كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً )
: ( تا تو را تسبيح بسيار گوييم ) .
( 34 )
( وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً )
: ( و تو را بسيار ياد كنيم ) .
( 35 )
( إِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصِيراً )
: ( همانا تو به حال ما بينا بودهاى ) .
در اين يازده آيه متن درخواستهاى موسى از پروردگارش را نقل مىكند و اين امور ، وسايلى است كه موسى در امر رسالت خود به آن محتاج بوده .
در چهار آيه اوّل موسى تقاضاى شرح صدر و گشايش زبان نموده تا به اين ترتيب بتواند بار رسالت را بر دوش بكشد و وحى الهى را تحمّل كند و آن را به صورتى رسا به مردم ابلاغ نمايد و نيز از خدا مىخواهد تا اين امر دشوار را بر او آسان كند و همه موانعى را كه بر سر راه تفهيم آن وجود دارد بر طرف نمايد تا مردم قول او را درك كنند ، سپس از خداوند درخواست وزيرى از اهل خود مىنمايد ، وزير از ريشهء ( وزر ) به معناى كسى است كه بار سنگين ملك را بدوش مىكشد و وزير مانند كوهيست كه پادشاه در آراء و احكام خود به او پناه مىبرد ، پس موسى از پروردگارش درخواست مىكند كه وزيرى از خاندانش براى او قرار دهد و سپس به نام او تصريح مىكند ، و مىگويد : منظورم هارون برادرم مىباشد ، و اگر چنين درخواستى را مطرح كرد براى آن بود كه امر رسالت امرى همه جانبه و دشوار بود كه او به تنهايى خود را قادر بر احاطه به جميع اطراف آن نمىديد ، لذا تقاضا كرد تا خداوند هارون برادرش را وزير او قرار دهد تا در امر رسالت با او مشاركت كرده و بعضى جوانب آن را اداره كند و پشت او را محكم نمايد و از او پشتيبانى كند و بار سنگين او را تخفيف دهد و او را تأييد نمايد و