تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
مفعول خودش است و لام آن براى تعليل است ، يعنى مىفرمايد : عبادت و ياد آوريت از من را بوسيلهء نماز تحقّق ببخش . ( 15 )
( إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفِيها لِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعى )
: ( همانا قيامت آمدنى است ، مىخواهم آن را مخفى كنم تا هر كس در برابر كوششى كه مىكند پاداش داده شود ) ، اين آيه تعليل جمله ، ( فاعبدنى ) در آيهء قبليست ، چون اگر ثواب و عقابى در كار نباشد و تمايزى بين فرد مطيع از عاصى وجود نداشته باشد ، عبادت ، عملى لغو و بى اثر خواهد بود و خداوند اراده كرده كه امر قيامت را مخفى نمايد و احدى را از زمان وقوع آن آگاه نگرداند تا بطور دفعى و ناگهانى واقع شود :
( لا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً )
« 1 » ، ( جز به طور ناگهانى به سراغتان نمىآيد ) . آنگاه مىفرمايد : علّت مكتوم بودن امر قيامت آنست كه مخلصين از غير ايشان متمايز شده و مشخص شود كه چه كسى خداى را به حقيقت بندگى مىكند و چه كسى در جستجوى نفع و سوداى خويش است و به اين ترتيب جزاى سعى و عمل محقّق گردد . ( 16 )
( فَلا يَصُدَّنَّكَ عَنْها مَنْ لا يُؤْمِنُ بِها وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَتَرْدى )
: ( پس آنكه رستاخيز را باور ندارد و از هواى نفس خود پيروى مىكند تو را از ايمان به آن باز ندارد كه در اين صورت هلاك مىشوى ) ، ( صدّ ) يعنى منصرف كردن و ( ردى ) به معناى هلاكت است ، مىفرمايد : مراقب باش تا افراد منكر و كافر نسبت به قيامت و شأن خطير و عظيم آن ، كه بواسطهء پيروى از هواها و تمايلات خويش به امر قيامت ايمان نمىآورند ، تو را از ياد قيامت و ايمان به آن منصرف نسازند كه در اين صورت ، يعنى اگر پيرو آنها شده و از امر قيامت غفلت نمايى ، هلاك خواهى شد ، زيرا چنانچه بارها گفتيم ، اعراض از ياد قيامت سر منشاء همهء عصيانها و شقاوتهاست . ( 17 )
( وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى )
: ( اى موسى اين چيست كه در دست راست توست ) .
هامش
( 1 ) . سورهء اعراف ، آيهء 187 .