تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
( 18 )
( قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى )
: ( گفت : اين عصاى من است كه بر آن تكيه مىكنم و با آن براى گوسفندانم برگ مىتكانم و مرا در آن حاجتهاى ديگريست ) . ( 19 )
( قالَ أَلْقِها يا مُوسى )
: ( فرمود : اى موسى آن را بيافكن ) . ( 20 )
( فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى )
: ( پس موسى آن را افكند ، كه ناگهان مبدّل به مارى شد كه راه مىرفت ) . ( 21 )
( قالَ خُذْها وَ لا تَخَفْ سَنُعِيدُها سِيرَتَهَا الْأُولى )
: ( فرمود : آن را بگير و نترس كه به زودى آن را به حالت اوّلش باز مىگردانيم ) . ( 22 )
( وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى )
: ( و دستت را به گريبان خود فرو ببر تا نورانى و بدون هيچ بدى بيرون آيد و اين معجزهء ديگريست ) ، از اينجا وحى رسالت موسى آغاز مىشود ، و وحى نبوّت ايشان در سه آيهء گذشته تمام شد ، استفهام ، براى تقرير و بيان است تا او را متوجّه سازد كه عصايى كه در دست اوست يك شىء جامد و بىجان است ، تا وقتى كه مبدّل به اژدها گشت ، حقيقتا در نظرش عظيم بنمايد . سپس موسى در جواب مىفرمايد اين عصا و چوبدست من است كه به آن تكيه مىكنم و برگ درختان را براى گوسفندانم مىريزم و مرا در آن حوائج ديگرى هم هست ، در اينكه چرا موسى در جواب پروردگار زياده‌گوئى كرد و يك كلام نفرمود : اين عصاست ، گفته‌اند : چون مقام خلوت و راز دل گفتن با محبوب بود ، موسى مىخواست تا هر چه بيشتر اين گفتگو را طولانى كند تا از لذّت مكالمهء با پروردگار بهره‌مند شود ، امّا در واقع موسى زياده‌گويى نكرده ، چون عصا بودن آنچه در دست داشته امرى بديهى بوده كه خداوند و هر ناظر ديگر به آن توجّه داشته ، لذا اصل سئوال پروردگار هم براى پرسش از اوصاف و فوايد آن بوده و موسى هم منافع عمومى آن را بيان مىكند و در آخر مىگويد : مرا در آن حوائجى ديگر است و اگر قصد زياده‌گويى داشت آن حوائج را نيز برمىشمرد ، آنگاه خداوند فرمود : اى موسى آن را به زمين
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 178 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر